*گل یخ*

*گل یخ*
*محمد*
همه متعجب بودن کسی نمی دونست منو فرشته می خوایم عقد کنیم عاقد سیغه نامه رو خوند وما بله دادیم برای دومین بارمال همدیگه شدیم مامان رو سرمون گلبرگ وشکلات ریخت بعدم عاقد رفت وگفت که برای سند ازدواج بریم دفترخونه بعدم تولد ماهک رو گرفتیم شوک دوم رو بابا وارد کرد وگفت که ماهک دختر منه بعدشم جشن گرفتیم ورقصیدیم
عمه خوشحال بود واحمد حسابی خورد تو ذوقش همه کادوهاشون رو به ماهک دادن منم براش کادو گرفتم دوتا عروسک شکل بچه دقیقا مثله مادرش عاشق اینجور عروسک ها بود اخر شب بود وهمه رفتن تو سالن نشسته بودم وداشتم بابابا حرف می زدم ماهک تو بغلم خوابیده بود بابا اشاره کردوگفت : برو بابا بچه اذیت میشه
ماهک رو بغل کردم رفتم بالا در رو با آرنجم باز کردم وای چقدر سنگین بود فرشته نشسته بود داشت تلویزیون می دید ساعتو نگاه کردم خندم گرفت معلوم بود فکرش مشغوله ماهک رو گذاشتم رو تختش وبالای جادویشو در آوردم بوسیدمش ورفتم اتاق خواب وسراغ اتاق پرو تو جعبه طلاهای فرشته حلقه هامون رو در آوردم ورفتم تو سالن یواش رفتم پشت سرش نشستم کاملا پرت یه دنیای دیگه بود از پشت بغلش کردم با ترس برگشت لبخند زد ودستشو آوردم بالا وحلقه رو انداختم تو دستش
دستشو اوردم بالا وکف دستشو بوسیدم
- چرا اینجور ناراحت نشستی
- نه فقط یکم خسته ام
- خوب برو بخواب
از بغلم در اومد ورفت خودم حلقه ام رو پوشیدم تلویزیون رو خاموش کردم ورفتم اتاق خواب داشت موهاش شونه کرد مطمئن بودم این خانم بعد شیش سال هنوزم از من می ترسه رفتم لباسهام رو عوض کردم ولباس راحتی پوشیدم برگشتم چراغ اتاق خاموش بود مسواک زدم رفتم رو تخت
دیدگاه ها (۶)

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 1)

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

چند پارتی

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part25براش از نقشم توضی دادم و غر زدناشو گذاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط