{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باغ من آتش گرفت و سوخت

باغ من آتش گرفت و سوخت
حسرتم یخ بست و
تشنگی آموخت
انتظارم را ،
دیگر انتظاری نیست
باغ دل
چشم انتظار برگ و بالی نیست
هوا سرد است ، یاران
عشق را دیگر بهاری نیست
دیدگاه ها (۳)

از نو متولد شد یک رویش ناب از عشقیک عشق از دل یک گلیک گل در ...

قیامت گشته و وقت قیام استبرقص ای گلکه جانی را بکام استهمه خش...

فرصتی نیست که برایم سوز رویای مسیری زرد رابه آهنگی ، به ساز ...

نیستی و دگر ، مست مستیم ای دوست از دوری و درد ، می بدستیم ...

🥖 نانِ عشق🖋 اینجا در کربلا، گرمای هوا کم نیست؛ و کنار...

یاد گمشده یی

📖 آکادمی آستریاپارت دوم | «آتش در برابر یخ»صبح روز بعد...حیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط