پارت اخر
رفتم یه جی پی اس و سیمکارت خریدمو و رفتم خونه و یک راست تو اتاق اون هرزه و جی پی اس رو انداختم که صدای در اومد دوییدم توی تراس و قایم شدم دیدم اتاق منو و این هرزه نزدیک همه رفتم لبه ی اتاق وایی ارتفاعو بیست متره بیوفتم هیچیم نمیمونه
اخیششش بلاخره رفتم رسیدم
دیدم هانا توی اتاقمه انگار کارایی میکنه سریع گوشیو برداشتمو و فیلم گرفتم انگار یه گوشواره قایم میکنه فیلموگرفتم و درو باز کردم
سلام هانایا
#ا..ات
اخییی دلم میسوزه میای چیز قایم کنی ازت فیلم گرفتم دوست نداری که به جونگکوک نشون بدم هومم پس امشب به این ادرس میری وای به حالت که کسی رو ببری بعدام (گوشی رو برداشت)لازم به ظبط هست(صداشو حذف میکنه)
بیا میری اینجا زنیکه هرزه
ویو راوی
∆شب هانا رفت و اونجا ات جونگکوکرو فرستاد و جونگکوک شاهد عشق بازی هانا و اون مرده شد جونگکوک اونو کشت و حالا مونده ات
ویو جونگکوک
-چشمام باز شد من چقدر ات رو اذیت کردم رفتم توی خونه که دیدم ات با چمدون جلوی دره اتاقه
-اتم
عا بلاخره اومدی
-اره ات(رفت نزدیک ولی ات رفت عقب تر)
-ات(اروم ناباورانه)
جونگکوکی می خوام بگم که خیلی دوست دارم خیلیا ولی خب میدونی باید برم
-ات تو جایی نمیری
میرم
-ننیری
میرم
-نمیری چونکه دوست دارم
دیگه فایده نداره
-- اما من دوست دارم
دوسم داری ....میدونی همش با خودم فکر میکردم صبح بلند میشی میگی
هاها شوخی بود
ولی شوخی نبود...تو منو ول کردی تنهام گذاشتی تا بمیرم میفهمی...
-من دوست دارم ..عشق عشق میاره
عشق ادما از کجا میاد
...از تو قلبشون
ولی من دیگه قلبی ندارم ...هیچ حسی ندارم دیگه
-ات خواهش میکنم
∆اون دختر دلش نمیومد که عشق زندگیش گریه کنه ولی داشت از درون نابود میشد به روی خودش نمیور تا اینکه پسرک بیهوش شد اون پسری که بخاطر دختر حتی حاضر نبود تره خورد کنه حالا بخاطر عشق دختر و بی محلیاش اینطوری شد
جونگکوک جونگکوک کوکی کوک باند شو
الو
؟بفر مایید
ا..اینجا شوهرم بیهوش شده داره خون میاره بالا
؟ادرس
....
؟الان میرسن تیم بیمارستان
باشه زودتر
جونگکوک کوک بلند شو باشه ببخشید
ویو ات
جونگکوک رو بردن اتاق عمل
چهار ساعت بعد
؟خانم جئون
بله
؟ایشون سکته مغزی کردن(دور از جونننننننننننن) و تنها چیزی که لازمه امیده
بیهوش شد
؟خانم جئون خانم جئون پرستار پرستار برانکارد بیار
؟بفرمایید
؟بزاریدش روش
؟باسه یک دو سه
؟ببریدش و بهش سرم بزنید
ویو یک هفته بعد
جونگکوکی نمی خوای بلند شی
-ا..ات
جونگکوک(بغلش کرد)
-اخ
ببخشید خوبی جاییت درد نمیکنه
-نه
جونگکوک من فکر کردم و فهمیدم که به اجبار بوده چرا چرا نکفتی که بخاطر من بود
فلش بک
-بله
؟بشین
-بنال دیگه
؟اینو ببین
-عوضی
اخیششش بلاخره رفتم رسیدم
دیدم هانا توی اتاقمه انگار کارایی میکنه سریع گوشیو برداشتمو و فیلم گرفتم انگار یه گوشواره قایم میکنه فیلموگرفتم و درو باز کردم
سلام هانایا
#ا..ات
اخییی دلم میسوزه میای چیز قایم کنی ازت فیلم گرفتم دوست نداری که به جونگکوک نشون بدم هومم پس امشب به این ادرس میری وای به حالت که کسی رو ببری بعدام (گوشی رو برداشت)لازم به ظبط هست(صداشو حذف میکنه)
بیا میری اینجا زنیکه هرزه
ویو راوی
∆شب هانا رفت و اونجا ات جونگکوکرو فرستاد و جونگکوک شاهد عشق بازی هانا و اون مرده شد جونگکوک اونو کشت و حالا مونده ات
ویو جونگکوک
-چشمام باز شد من چقدر ات رو اذیت کردم رفتم توی خونه که دیدم ات با چمدون جلوی دره اتاقه
-اتم
عا بلاخره اومدی
-اره ات(رفت نزدیک ولی ات رفت عقب تر)
-ات(اروم ناباورانه)
جونگکوکی می خوام بگم که خیلی دوست دارم خیلیا ولی خب میدونی باید برم
-ات تو جایی نمیری
میرم
-ننیری
میرم
-نمیری چونکه دوست دارم
دیگه فایده نداره
-- اما من دوست دارم
دوسم داری ....میدونی همش با خودم فکر میکردم صبح بلند میشی میگی
هاها شوخی بود
ولی شوخی نبود...تو منو ول کردی تنهام گذاشتی تا بمیرم میفهمی...
-من دوست دارم ..عشق عشق میاره
عشق ادما از کجا میاد
...از تو قلبشون
ولی من دیگه قلبی ندارم ...هیچ حسی ندارم دیگه
-ات خواهش میکنم
∆اون دختر دلش نمیومد که عشق زندگیش گریه کنه ولی داشت از درون نابود میشد به روی خودش نمیور تا اینکه پسرک بیهوش شد اون پسری که بخاطر دختر حتی حاضر نبود تره خورد کنه حالا بخاطر عشق دختر و بی محلیاش اینطوری شد
جونگکوک جونگکوک کوکی کوک باند شو
الو
؟بفر مایید
ا..اینجا شوهرم بیهوش شده داره خون میاره بالا
؟ادرس
....
؟الان میرسن تیم بیمارستان
باشه زودتر
جونگکوک کوک بلند شو باشه ببخشید
ویو ات
جونگکوک رو بردن اتاق عمل
چهار ساعت بعد
؟خانم جئون
بله
؟ایشون سکته مغزی کردن(دور از جونننننننننننن) و تنها چیزی که لازمه امیده
بیهوش شد
؟خانم جئون خانم جئون پرستار پرستار برانکارد بیار
؟بفرمایید
؟بزاریدش روش
؟باسه یک دو سه
؟ببریدش و بهش سرم بزنید
ویو یک هفته بعد
جونگکوکی نمی خوای بلند شی
-ا..ات
جونگکوک(بغلش کرد)
-اخ
ببخشید خوبی جاییت درد نمیکنه
-نه
جونگکوک من فکر کردم و فهمیدم که به اجبار بوده چرا چرا نکفتی که بخاطر من بود
فلش بک
-بله
؟بشین
-بنال دیگه
؟اینو ببین
-عوضی
- ۵.۰k
- ۲۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط