{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر روز جهان است و فرازی و نشیبی



هر روز جهان است و فرازیّ و نشیبی
این نیز نگاهی‌ست به افتادن سیبی

در غلغله‌ی جمعی و تنها شده‌ای باز
آنقدر ڪه در پیرهنت نیز غریبی

آخر چه امیدی به شب و روز جهان است؟
باید همه‌ی عمر خودت را بفریبی

چون قصه‌ی آن صخره ڪه از صحبت دریا
جز سیلی امواج نبرده‌ست نصیبی

آیینه‌ی تاریخِ تو را درد شڪسته‌ست
اما تو نه تاریخ‌شناسی نه طبیبی..‌.

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

دلم دردی نهان دارد در این دنیای تنهاییغبارین وحشتی دارم از ا...

دعا کن سرنوشت از این جدایی دست بردارددعا کن که خدا از قلب عا...

رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین استنشان قافله سالار عاشقان ای...

"بعد عمری در کجا باید که پیدایت کنم"از کدامین پنجره باید تمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط