{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی

#چندپارتی
#فلیکس
#درخواستی
#اسمات
p2
وقتی روز عروسیتونه و ۳ماه ازش حاملی ونمیدونه

شب عروسی...
ات داشت لباساشو عوض میکنه و فلیکسم از حموم دراومد وات روتخت نشست وفلیکس باحوله بود وگفتی
ات: فلیکس
فلیکس: جانم چاگی
ات: خب وقتش رسیده تابهت بگم
فلیکس پیشت نشست و توچشات نکا کرد و گفتی
ات: فلیکس من... از۳ماه ازت حاملم..
فلیکس: واقعا(تعجب)
ات: اوم
فلیکس: وایی خیلی خوشحالم قراره یه نینی به دنیا بیاد
بهش لبخندی زدی و فلیکس باخماری نکات کرد و کفت
فلیکس: بیب امشب خیلی کار داریم
ات: ولی..
نزلشت حرفتو کامل کنی وباقرار کرفتن لباش رو لبات ساکت شدی و لباتو مک وگاز میگیره و توهم بعدا همکاری کردی و پیراهنتو دراورد و سوتین نت موند و با ش ورتت وفلیکس تورو خوابوند و روت خیمه زد و رفت سراغ گردنت مارک میزاره وکاز میگیره وبعد سوتین تو دراورد ویه ۳۰نه رومیخوره ویکی فشار میده وبعد ش ورتتو دراوند و دستشو رو پو صینت گذاشت و واردت کرد توهم ناله بلندی کردی وچند مین بعد درشون اورد وبهت کفت
فلیکس: اهه بیب بیا..... بخورش
توهم بالرزه پلشدی و واسش زانو زدی و فلیکس پاهاشو ازهم فاصبه داد و موهاتو کرفت تو دستش وتو شروع کردی بع.... خوردنش وفلیکس ناله های مردونگی میزد
چند مین بعد ارضا شد. وخالی کرد و تورو تو بغلش کذاشت وسرتو بوسیدـ
فلیکس: بیب خیلی خواستنی بودی
ات: توهم ددی
فلیکس: شب بخیر...

نظر درکامنت💜✨
دیدگاه ها (۲)

#چندپارتی#فلیکس#درخواستیp3اخرمکان: چند هفته بعد، ات و فلیکس ...

#the_mafias_night_slave P6با صدای حرف زدن بیدار شدم دیدم که ...

#چندپارتی#فلیکس#درخواستیp1 وقتی روز عروسیتونه و سه ماهه ازش ...

#the_mafias_night_slave P5دختر رو بغل کردم وبه ماشین بردم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط