{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در فکر فتح قله قافم که آنجاست

در فکر فتح قله قافم که آنجاست
جاییکه تا امروز بر آن پرچمی از عشق نیست
از صلح می گویند یا از جنگ می خوانند
دیوانه ها آواز بی آهنگ می خوانند
گاهی قناری ها اگر در باغ هم باشند
مانند مرغان قفس دلتنگ می خوانند
کنج قفس می میرم و این خلق بازرگان
چون قصه‌ها مرگ مرا نیرنگ می دانند
سنگم به بدنامی زنند اکنون ولی روزی
نام مرا با اشک روی سنگ می خوانند
این ماهی افتاده در تنگ تماشا را
پس کی به آن دریای آبی رنگ می خوانند
دیدگاه ها (۲)

همینــــکه آرزوهایــــم را خــــاک کــــردمبه آرامش رسیـــدم...

در سرزمین احساسمحصارهای سختیبنا نهادماما،تو از بدو ورودَتتبر...

*همه خرابتر از خرابیمبیخودی لاف آبادی می زنیموبرای دیگران مع...

التماس دستهایم را تماشا کن ....همبستر می شوند در تلاقی گونه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط