ب تمام دستای ک عاشقان ب سمتم آمدند گفتم ناز ترس

بہ تمام دستھایے کہ عاشقانہ بہ سمتم آمدند گفتم نہ…از ترسِ از دست دادنِ کسے کہ دوست داشتمَش، ولے ھرگز نداشتمَش...!
دیدگاه ها (۲)

مهم ترین خاطره ها همونایی هستن که میگیم دیگه مهم نیستن ⊙︿⊙

از سرت هم زیادبودم ..این را ازانتخاب های قبل و بعدت فهمیدم ....

♚ امـروزو میگذرونَـم، بـہ اُمیـد فَـردآم ! ولـے هَـرچـے میگ...

میگفت بمــــــــــیره نمیگهـــ میــــــــــره ...

زندگی تباه من & ۱۲فصل دوم (ویو نائه)چشمام رو باز کردم سرم در...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ¹³ سوجین: تو هم مراقب خودت باش، کوک...

پارت 16

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط