{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مے نویسم باز یک شعر دِگر تا تو بدانے

مے نویسم باز یک شعر دِگر تا تو بدانے
خط به خط قصه عاشق شدنم را که بخوانے

چه غزل ها که من از وصف تو گفتم
از لب و چشم سیاهت که چنینے و چُنانے

از دلم ، مرغ امیدم که برفته است ز لانه
که ازین بام پریدست و ندارد آشیانے

آنقدر از تو نوشتم ، همه شب از تو سرودم
که خود از خویش ندارم به خودم نام و نشانے

بوده است ظلم به نفسم که غرورم بِشکستم
آن همه خواهش و اصرار و تمنا که بمانے

مهر روے تو ندارم ، شوق دیدار ندارم
ماندنت فرق ندارد ،چه بمانےچه نمانے
دیدگاه ها (۱)

ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﻡﻛﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﺑﺎ...

هیچگاه دوست داشتن هاےِ پر دلیل را دوست نداشته اممثلا این ها ...

‍ آینه زن ها را خوب مے فهمدکه تمام غربت شان راپشت رژ قرمزخط...

می نویسم باز یک شعر دِگر تا تو بدانیخط به خط قصه عاشق شدنم ر...

می نویسم باز یک شعر دِگر تا تو بدانیخط به خط قصه عاشق شدنم ر...

رهایتنمی‌کردم! مگر زمانی که مرا از قصد گم کردی.

امام صادق عليه السلام:اگر به كسى خوبى كردى، آن را با منّت گذ...

HRE

تفکرات مهم اقتصادی در جهان

و صبر اوج احترام به حکمت خداست🤍#تکست #مشکی #ویسگون

خودت را به خدا بسپارچون همه چیز در پناه خدا امن است دل را آر...

‹ چنان نماندچنین نیز نخواهد ماند🌿›

💡 #درس_زندگی 📖👇➗➖➗➖➗➖➗➖➗➖➗➗➖➗➖➗➖➗➖➗✅ بهترین پست‌ها و بیشترین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط