{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچگاه

هیچگاه
دوست داشتن هاے
ِ پر دلیل را
دوست نداشته ام
مثلا این ها که مے گویند
عاشقِ چشمانش شدم
یا دیگرےمے گوید
عاشقِ شانه هایش..
یا چه مے دانم هرچه!
اصلا معنے ندارد
وقتے
کسے مےگوید
چرا دوستش دارے؟
باید نگاهش کنے
لبخند بزنے
و بگویے
چون
دوستش دارم
.
دیدگاه ها (۱)

مے نویسم باز یک شعر دِگر تا تو بدانےخط به خط قصه عاشق شدنم ر...

ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﻡﻛﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﺑﺎ...

‍ آینه زن ها را خوب مے فهمدکه تمام غربت شان راپشت رژ قرمزخط...

نمے دانم تا به حال کسے تو راوسط یک خواب عمیق یا کم عمق بوسید...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۰۷ | «یک سورپرایز کوچک...

همخونه اجباری... پارت 128"ویو بوراک"کنار پنجره ایستاده بودم....

چندپارتی جیهوپ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط