هميشه بـايد کسـی باشد کـــه معني سه نقطههای انتهای جمله
هميشه بـايد کسـی باشد کـــه معني سه نقطههای انتهای جملههايت را بفهمد...
هميشه بـايد کسـی باشد...
تا بغض هايت را قبل از لرزيدن چانهات بفهمد...
بايد کسی باشد...
کـــه وقتي صدایت لرزيد بفهمد...
کـــه اگر سکوت کردی ، بفهمد...
کسی بـاشد...
کـــه اگر بهانه گيـر شدی بفهمد...
کسی بـاشد...
کـــه اگر سر درد را بهانه آوردی براي رفتـن و نبودن بفهمد به توجّهش احتياج داری...
بفهمد کـــه درد داری
کـــه زندگی درد دارد
بفهمد کـــه دلت برای چيزهای کوچکش تنگ شده است
بفهمد کـــه دلت برای قدم زدن زيرِ باران...
برای بوسيـدنش...
برای يک آغوشِ گَرم تنگ شده است
خاص *S*
هميشه بـايد کسـی باشد...
تا بغض هايت را قبل از لرزيدن چانهات بفهمد...
بايد کسی باشد...
کـــه وقتي صدایت لرزيد بفهمد...
کـــه اگر سکوت کردی ، بفهمد...
کسی بـاشد...
کـــه اگر بهانه گيـر شدی بفهمد...
کسی بـاشد...
کـــه اگر سر درد را بهانه آوردی براي رفتـن و نبودن بفهمد به توجّهش احتياج داری...
بفهمد کـــه درد داری
کـــه زندگی درد دارد
بفهمد کـــه دلت برای چيزهای کوچکش تنگ شده است
بفهمد کـــه دلت برای قدم زدن زيرِ باران...
برای بوسيـدنش...
برای يک آغوشِ گَرم تنگ شده است
خاص *S*
- ۷۷۹
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط