{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی از بونتن پارت چهار ده

چند پارتی از بونتن پارت چهار ده
کوکو . مهم نیست
هینا . ولی ..
مایکی . دوریاکی کوچولو نمی خوای با من وقت بگذرونی
هینا . آره
مایکی . خب تو معمولا چه کارایی رو دوست داری
هینا . کتاب خوندن و درس و ...
مایکی . نه نه اون ها جالب نیستند
سانزو . هینا امشب میخوام فیلم ترسناک بزارم
هینا . میشه منم ببینم
مایکی . نه دوریاکی کوچولو میترسه
هینا . نه نمی ترسم
سانزو . آره ولی تو هنوز خیلی بچه ای
هینا . نخیر مم فقط ۶ سال از سن قانونی کوچکترم
مایکی . ولی من اجازه ندادم
هینا . خواهش میکنم با یه لحن بامزه
مایکی . اصلا
هینا . باشه پس بیا بریم حد اقل یه کاری کنیم
مایکی . این خوبه
سانزو در ذهن. به همین راحتی کوتاه آمد نه نه امکان نداره
هینا . من خوابم میاد (دروغ )
مایکی . انقدر زود
خینا . آره
مایکی. پس بیا بغلم بخوابیم
هینا . باشه
خودشو تو بغل مایکی جا میده و مایکی خوابش میبره
هینا . آره الان می تونم برم
آروم از بغل مایکی میاد بیرون و میره پایین
ران . مگه تو نرفتی بخوابی
هینا . نه میشه نمی ببینم
همه باهم . نه
هینا. باشه پس چه بخواین چه نخواین من میبینم
ریندو . بعد نمیترسی
هینا . نه
ران . اگه تلوزیون رو خاموش کنیم چی
سانزو . خاموش کردن تلوزیون
هینا . باشه
یهو کنترل غیب میشه
هینا .( یه تک خنده ) ایناهاش دست منه
سانزو . نکنه دلت میخواد بزور بگیرمش
هینا . دقیقا همینه من و کاکوچو و کوکو یه گروه شما هم یه گروه
کوکو . ولی من که چیزی نگفتم
هینا . ببینیم کی میتونه زود تر کنترل رو بگیره
ران . باشه
سانزو . بیاید شروع کنیم
هینا . کوکو بگیرش
کوکو . چیو
ران . گرفتمش
ریندو . بده به من
هینا . مال خودمه
کاکوچو . این کارتون خیلی خطر ناکه ...
هینا . من اینجام
حالا شما وایسادید پشت کاکوچو
کوکو . خب هر کی ببره بهش چی میرسه
کاکوچو . یهو ران متکا رو میزنه بهش
ران . وای ببخشید
سانزو . زود باش الان فیلم تموم میشه
هینا . نه شما باید زود باشید
ریندو . گرفتمت (هینا رو از پشت بغل میکنه )
هینا . ولی من میتونم در برم
بعد از یه دنیا سرو کله زدن باهم
همه
نفس نفس زدن
هینا . خیلی خوبه
ران . بسه دیگه خسته شدم
سانزو . بخاطر چی انقدر داریم می‌زنیم تو سر و کله هم
هینا . من بردم همتون باختید
کاکوچو . ولی چرا فقط تو مگه ما با هم گروه نیستم
هینا . نه نه من نذاشتم حتی دستتون بهش بخوره با این حساب این منم که بردم
ولی دیگه خوابم میاد
مایکی . دارید چی کار می‌کنید
همه با هم ‌ هیچی
مایکی . دوریاکی کوچولو تو الان باید بغل من خواب می‌بودی ولی انگار الان یه چیز دیگس
هینا . الان واقعا خسته شدم
مایکی . یهو هینا رو بلند میکنه
هینا . لبو شدن
مایکی . دیگه شیطونی بسه
هینا . ما ...مایکی داری چیکار میکنی
مایکی . محکم تر بغلش میکنه
هینا . آره منم خیلی خوابم میاد
و میخوابن
صبح که همه بیدار میشن
مایکی وقتی بیدار میشه میبینه صورت هینا تو چند سانتیشه‌
هینا . خواب بد میبینه و شروع میکنه به عرق کردن
مایکی . هینا بیدار شو
هینا . بیدار میشه نفس نفس میزنه یهو محکم میپره بغل مایکی
مایکی . دوریاکی کوچولو چی شده خوبی
هینا . نمی دونم چی شد
مایکی . بخاطر دیشبه من گفتم نباید فیلم ببینی
هینا . من دیشب اصلا فیلم ندیدم
مایکی . ناز کردن مو های هینا
مایکی . حتما یه کابوس بوده
هینا . آره
خلاصه که صبحونه خوردید و هر کی به کارای خودش رسید تا شب



ببخشید بعد از قرنها پارت دادم 😔
و ادامش پارت بعد
یعنی یه چیزی داره وسوسه می کنه منو که یهو داستانو زیر رو رو کنم چطوره
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی از بونتن پارت ۱۵ دیگه شب شده هینا . کل روز درگیر ا...

چند پارتی از بونتن پارت ۱۶ هینا . من نتونستم نمی دونم چرا مت...

عکس ها در ادامه 💖

و همچنین ادامه دارد ....اینا خیلی قشنگن و برای همین می زارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط