{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی از بونتن پارت

چند پارتی از بونتن پارت ۱۶
هینا . من نتونستم نمی دونم چرا متاسفم
مایکی . کافیه تا یه مدت باید استراحت کنی
هینا . باشه
یه نکته ای که هست هنوز تو مسافرت هستید و آره دیگه (من چی میخوام )
کاکوچو . به ما گفتی خوبی عزیزم ولی چرا ..
هینا . آره الکی بود من مطمئنم که یه داستان خاصی پشت اون بانده
مایکی . خب چیا فهمیدی
هینا . رئیس اون ها هیچ اسمی نداره ولی خب یه تعداد خیانتکار داشت هیچ مار یا خلاف خاصی نمی کنن ولی به تاریخ های مشخص شده یه تعداد دزدی از بانک پیش میاد ولی هیچ کشته ای ندادن
کاکوچو . پس همون باندی که هیچکس نمی دونه وجود داره اینجوریه
هینا . آره ولی یه چیز منو وحشت زده کرده اطلاعات چرا انقدر راحت بیان تو دست ما
مایکی . کوکو حلش میکنه
کاکوچو . بهترین کار اینه که ذهنت رو خالی کنی
هینا . سعی می‌کنم
مایکی . الان بخاطر دارو ها خوابت میبره
هینا هم خیلی زود می‌خوابه
سانزو . چرا از همون اول کوکو درستش نکرد که الان اینجوری شه
ریندو . نمی دونم
مایکی . سکوت میکنه
ریندو . چی شد حالش خوبه
کاکوچو . آره
هینا که خوابه همه هم که کار دارن
هینا بیدار میشه سرم تموم شد از دستش میکشه بیرون
میره سمت دارو هاش
هینا . همشون مسکنن
سانزو . چه عجب شما بیدار شدید
هینا . آره خیلی خسته بودم میدونی الان چی حالمو خوب میکنه یه لیوان ...
سانزو . اصلا امکان نداره باعث کم خونی میشه
هینا . من نمی تونم بدون قهوه زندگیمو بگذرونم
سانزو . ببخشید کوچولو ولی نه برات خوب نیست
هینا . تو رو خدا (کیوت جهت خر کردن )
سانزو . نمیشه پس الکی خودتو اذیت نکن
هینا . اصلا کی قهوه خواست
سانزو . باشه بابا ناراحت نشو کوچولو
هینا . نه ناراحت نشدم
سانزو . بغل کردن هینا
سانزو . تو باید بیشتر مراقب خودت باشی
هینا . باشه قول میدم
سانزو . ولی اگه بزنی زیر قولت من میدونم و تو
هینا . باشه دیگه ولم کن
هیچی دیگه حالتون خوب میشه یه روز متوجه یه چیزی میشید که شکه میشید

در اصل رئیس اون مافیا پدر خودتونه ولی به کسی نمیگید
وهمه ی اینا برای این بوده که در اصل پدرتون شما رو ببینه
هینا . مایکی میشه یه چیزی بخوام
مایکی . معلومه که آره
هینا . میتونم با اون باند ناشناس مذاکره کنم
مایکی . ولی خودتم میدونی که این یهنی چی
هینا . نه نه اونا به من آسیب نمی زنن
مایکی . از کجا میدونی
هینا. حدس زدم
مایکی . چرا باید برای یه حدس تو رو بفرستم تو دهن شیر هان
هینا . خواهش می کنم بزار ببینمش
دستشو میزاره رو دهنش
مایکی . ببینیش کیو
هینا . هی ... هیچی
مایکی . راستشو بگو چی شده
هینا . رئیس اون مافیا پدرم هست میخوام باهاش حرف بزنم
مایکی . تو باید زود تر میگفتی
هینا . آره می دونم
مایکی با ران و سانزو میری باشه دوریاکی کوچولو من
هینا . بغل کردن مایکی
هینا . ممنونم یعد از یه مدت میرید اون جا نا مذاکره کنید



بچه ها بهتون زود زود پارت میدم ولی تا فردا بای
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی از بونتن پارت ۱۷ اون روز فرا میرسه و میرید اونجا ...

چند پارتی از بونتن پارت ۱۸ هینا . خیلی بده نه من حالم خوب نی...

چند پارتی از بونتن پارت ۱۵ دیگه شب شده هینا . کل روز درگیر ا...

چند پارتی از بونتن پارت چهار ده کوکو . مهم نیست هینا . ولی ....

اگه با هم دعوا کنید و از خونه بزنید بیرون

درخواستی اگر خوراکیاشونو بخوریم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط