چند پارتی از بونتن پارت
چند پارتی از بونتن پارت ۱۵
دیگه شب شده
هینا . کل روز درگیر اطلاعات اون باند بود ولی هیچی خالی بود چیزی پیدا نمیکرد خسته شده بود کل روز در گیر بود
کاکوچو . خیلی زیاده رویه که اینجوری خودتو حبس کردی
هینا . نه اینطور نیست من دارم تلاشمو میکنم نمیشه
کاکوچو . ادامش رو ول کن
هینا . ولی ..
کاکوچو . همین که گفتم باشه
هینا . باشه (خمیازه )
کاکوچو . انگار پروانه کوچولو خوابش میاد نه
هینا . آره ولی ادامش باشه برای فردا
هینا میره سمت کاکوچو
هینا . شبت بخیر
میخوابه
(گویی نویسنده دوست دارد شمارا در ادامه نصفه جان کند )
با عرض پوزش از عزیزانی که دوست داشتن همه چی به خوبی و خوشی تموم شه
ادامه
کاکوچو رو به مایکی . مایکی اون کل روزو در گیر اون کارا بود براش زیادی نیست
مایکی . منم نمی خوام خودش اين روشو دوست داره
کاکوچو. باید یکم ذهنش آروم تر بشه
مایکی . باشه حواسم بهش هست
صبح زود تر از همه از دوباره رفتین سر کاراتون
یه باندی هست که هیچ نام و نشونی نداره هیچی هینا دنبال یه اطلاعات مربوط به حسابا میشه میگرده
هینا در ذهن . چند ماهه که هانابی رو ندیدم ولی مهم نیست
هینا واقعا خسته بود سر میز خوابش برده بود
ریندو . هی ...
ریندو . از شدت خستگی اینجوری شدی
هینا . خواب
ریندو آروم هینا رو میزاره جاش
مایکی به ران و کوکو یه ماموریت داده بود برای همین تا یه هفته نبودن و تازه رفته بودن
هینا . خیلی حیف شد نتونستم از ران و کوکو خدا حافظی کنم
ریندو. ولی زود بر میگردن
هینا . آره ولی خب بازم دوست داشتم خدا حافظی کنم
مایکی . دوریاکی کوچولو خیلی داری به خودت سخت میگیری
هینا . نه من خوبم
سانزو . ولی حرکات بدنیت چیز دیگه ای میگه
هینا . نه نه نه اصلا سر گیجه ندارم و حس سنگینی ندارم
مایکی . دوریاکی کوچولو مطمئنی که خوبی
هینا . آره میرم اتاقم کار دارم
کاکوچو . بالا تو اتاق هینا
هینا وقتی میرسه از شدت سر گیجه یهو بیهوش میشه کاکوچو میگیرتش
کاکوچو . هینا بیدار شو
مایکی .چی شده
بعد از دیدن هینا سریع به یه دکتر خبر میدن
دکتر . بخاطر کم خوابی و تغذیه ی نا سالمه استفاده زیاد از کافئین باعث کم خونی میشه بهتره اصلا نخوره
سانزو میشینه پیش هینا . ای بچه ی کله شق همرو نگران کردی
هینا . خوبم باور کن
سانزو . داری الکی میگی
هینا . نه دروغم چیه
سانزو اگه راست میگی دستت رو تکون بده
هینا . نمی تونم سرم بهش وصله
سانزو . دیدی
مایکی . دیگه داری خیلی بیش از حد خودتو اذیت میکنی این اصلا خوب نیست (جدی )
هینا . من ...
ادامش پارت ۱۶ فعلا بای بای
مراقب خودت و خوبیات باش 😁
دیگه شب شده
هینا . کل روز درگیر اطلاعات اون باند بود ولی هیچی خالی بود چیزی پیدا نمیکرد خسته شده بود کل روز در گیر بود
کاکوچو . خیلی زیاده رویه که اینجوری خودتو حبس کردی
هینا . نه اینطور نیست من دارم تلاشمو میکنم نمیشه
کاکوچو . ادامش رو ول کن
هینا . ولی ..
کاکوچو . همین که گفتم باشه
هینا . باشه (خمیازه )
کاکوچو . انگار پروانه کوچولو خوابش میاد نه
هینا . آره ولی ادامش باشه برای فردا
هینا میره سمت کاکوچو
هینا . شبت بخیر
میخوابه
(گویی نویسنده دوست دارد شمارا در ادامه نصفه جان کند )
با عرض پوزش از عزیزانی که دوست داشتن همه چی به خوبی و خوشی تموم شه
ادامه
کاکوچو رو به مایکی . مایکی اون کل روزو در گیر اون کارا بود براش زیادی نیست
مایکی . منم نمی خوام خودش اين روشو دوست داره
کاکوچو. باید یکم ذهنش آروم تر بشه
مایکی . باشه حواسم بهش هست
صبح زود تر از همه از دوباره رفتین سر کاراتون
یه باندی هست که هیچ نام و نشونی نداره هیچی هینا دنبال یه اطلاعات مربوط به حسابا میشه میگرده
هینا در ذهن . چند ماهه که هانابی رو ندیدم ولی مهم نیست
هینا واقعا خسته بود سر میز خوابش برده بود
ریندو . هی ...
ریندو . از شدت خستگی اینجوری شدی
هینا . خواب
ریندو آروم هینا رو میزاره جاش
مایکی به ران و کوکو یه ماموریت داده بود برای همین تا یه هفته نبودن و تازه رفته بودن
هینا . خیلی حیف شد نتونستم از ران و کوکو خدا حافظی کنم
ریندو. ولی زود بر میگردن
هینا . آره ولی خب بازم دوست داشتم خدا حافظی کنم
مایکی . دوریاکی کوچولو خیلی داری به خودت سخت میگیری
هینا . نه من خوبم
سانزو . ولی حرکات بدنیت چیز دیگه ای میگه
هینا . نه نه نه اصلا سر گیجه ندارم و حس سنگینی ندارم
مایکی . دوریاکی کوچولو مطمئنی که خوبی
هینا . آره میرم اتاقم کار دارم
کاکوچو . بالا تو اتاق هینا
هینا وقتی میرسه از شدت سر گیجه یهو بیهوش میشه کاکوچو میگیرتش
کاکوچو . هینا بیدار شو
مایکی .چی شده
بعد از دیدن هینا سریع به یه دکتر خبر میدن
دکتر . بخاطر کم خوابی و تغذیه ی نا سالمه استفاده زیاد از کافئین باعث کم خونی میشه بهتره اصلا نخوره
سانزو میشینه پیش هینا . ای بچه ی کله شق همرو نگران کردی
هینا . خوبم باور کن
سانزو . داری الکی میگی
هینا . نه دروغم چیه
سانزو اگه راست میگی دستت رو تکون بده
هینا . نمی تونم سرم بهش وصله
سانزو . دیدی
مایکی . دیگه داری خیلی بیش از حد خودتو اذیت میکنی این اصلا خوب نیست (جدی )
هینا . من ...
ادامش پارت ۱۶ فعلا بای بای
مراقب خودت و خوبیات باش 😁
- ۲.۹k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط