{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقت

عشقت
داغِ بزرگی بود
که روزگار
بر دل و پیشانی‌ام گذاشت

حالا تو بگو
با دستی که پشت آن را داغ گذاشته‌ام
چگونه می توانم
دستِ دوست داشتنِ کسی را
دوباره بفشارم ؟
دیدگاه ها (۳)

آتشی به جانم انداختهعشقچنان سوزانکه تا مغز استخوانم تیر می ک...

#عشقمـ باور ڪن هیشڪے انـدازه #طُ تو دلـمـ #عزیـز نیست بذا ای...

بهانه من! دلم بهانه ات را میگیرد.

حڪایت من،حڪایت ڪسی بـود ڪـہ عاشــق دریاا بـود، اما ...

ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟با روزگار دوری و دیری چه م...

✿ در دیگران می‌جویی‌ام اما بدان ای دوست این‌سان نمی‌یابی ز م...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی،  باز  همانم که هما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط