{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک فندق من پارت

فیک فندق من 🌰❣️ پارت۱۶
ویو‌هیونا
داشتم دروغ میگفتم که بم قلدری نمیکنن..
وارد مدرسه شدیم همون دخترایی که بم قلدری میکردن و بم حرف زدند رو دیدم...
ویو کوک
داشتم به تک تکه دانش آموزا نگاه میکردم همه ی دخترایه اونجا اومدن سمتمون
+وایییی ببینین کی اومده جونگ کوکههههههه مافیااااااااا
-وایییییییی خداااااا
؛این دختره هرز// چرا باهات آوردی کوکی‌ جونم...
همین که این حرف رو شنید یه سیلی محکم به صورته دختره زدکوک:هه تو هر///ای یا اون هوممممم(ترسناک)
دختره که زبونش بند اومده بود و از دماغش خون میومد رو زمین افتاد..
و شروع به گریه کردن کرد
کوک:عوضی ها،بگین ببینم اونایی که به هیونا یه من این حرف ها رو زده کی بوده..
همین که حرفش تموم شد یکی از دانش آموزا گفت
&آقا آقا راستش این اکیپ دخترا بش گفته بودن و این دختری هم که الان شما زدینش بش قلدری هم میکرد با اکیپش
چی؟قلدری هم...
.
.
.
.خب خب اینم ازین پارت راستش امتحان دارم اونم ۳تا البته ۳تا تویه یه روز😭دیگه نگید بعدی خودم بعدی رو فردا میزارمش اوکککک؟؟؟
دیدگاه ها (۱۳۷)

گایز دوباره جهت شفاف سازی قیافه اولی خودمم:)اولی خودمم)

فیک فندق من🌰❣️پارت۱۷ویو کوکچی قلدری یه نگاه ترسناک به هیونا ...

فیک فندق من🌰❣️پارت۱۵ویو کوکتا اینکه لب زد..هیونا؛هق..کوک..د....

گایز سلام جهت شفاف سازی شخصیت ها تو داستان اینجوریه:))

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:¹⁹مین‌سو: ممنون بابت غذا من دیگه بای...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁴⁹جونگکوک: هیوناهیونا: جانم؟ جونگکوک...

دلباخته...پارت 4ویو اتکه یهو دیدم یونا داره میاد و اون آقایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط