{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون خدا دلتنگی اش گل کرد ، آدم آفرید

چون خدا دلتنگی اش گل کرد ، آدم آفرید
مثل من بسیار ، اما مثل تو کم آفرید

دست کم از من هزاران شاعر چشمان تو 
دست بالا از تو یک تن در دو عالم آفرید
 
ریخت در پیمانه ام روز ازل از هرچه داشت
دید مقداری سرش خالیست ، پس غم آفرید
 
زشت و زیبا ، تلخ و شیرین ، تار و روشن ، خوب و بد
خواست ما سرگرم هم باشیم، درهم آفرید
 
من بد و زشتم ، تو اما خوب و زیبا، باز شکر 
لااقل ما را برای هم نه، با هم آفرید
 
در هوای عشق ، من را خلق کرد، اما تو را
 دید من هم عاشقی را دوست دارم، آفرید
دیدگاه ها (۳)

آنکه واقعا تو را دوست دارد به ساز آرام بودنت کفایت میکند و ه...

ﻫﯽ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ...ﻣﺮﺍ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯽ؟؟؟ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﺮ ﻭﻓﻖ ﻣﺮﺍﺩﻡ ﻧ...

چند وقت است برایت مینویسم و تو میخوانی وگاهی تو مینویسی و من...

ای خدایی که به من نزدیکی:خبر از دلهره هایم داری ؟خبر از لرزش...

سناریو بلولااااک

سناریو جدید

P. 6 "اون فقط مال منه" 𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞...

از دشمنان تا عاشقان

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

پارت ۱۹: ضیافتِ مرگ در مه(از دید: ات)صدایِ کلیکِ سردِ اسلحه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط