تاوان عشق

تــاوان عــ‌شــ‌ق
part 9
+واقعا ؟ کی فهمیدی؟
_امروز صبح
*یونگی دست رو روی شــ‌‌کم ات میزاره * +وایی پر،نسس من الان خو،شحال ترین آدم روی زمینم
_یعنی تو نار،احت نیستی؟ نمیخوای منو و،ل کنی؟
+نکنه زده به سرت من چرا باید پرنــ‌‌سسم و بچــ‌‌مو ول کنم
_ولی یونگی من فقط ۱۷ سالمه
+میدونم عزیزم من قول میدم حواسم به جف‌تتون باشه

چند ماه بعد ....
+سلام پر،نسسم من اومدم
_چیز کیک آوردی؟
+احيانا بلد نیستی سلام کنی
_بگو چیز کیک آوردی تا منم ببینم بلدم سلام کنم یا نه
+دختره ی لو*س،اره آوردم
_شکلاتی؟
+بله بله چیز کیک شکلاتی آوردم اعــ‌لا حضــ‌رت
_سلام عشــ‌*قم
+خوبه پس خانم بلده سلام کنه
_معلومه که بلدم مخــ‌صوصا وقتی عشــ‌‌*قم برای من و دخترش چیز کیک شکلاتی آورده

ات
راستش د،کتر به من گفته چون ســ‌‌نم کمه و قدرت بد،نی کمی دارم بارد،اری برام ممکنه خطــ‌*رنا،ک باشه،ولی من هیچی به یونگی نگفتم یعنی در واقع دلم نیومد بهش بگم که با به د،نیا اومدن دخترمون ممکنه من بمیرم

_یونگی من دوست دارم دخترمون یه زندگی خیلی خوب داشته باشه
+با هم بهترین زندگی رو براش میسازیم _عشــ‌*قم ببین خیلی باید حواست به دختر،مون باشه من نمیخوام توی زندگیش هیچ کمــ‌*بودی داشته باشه

چند ماه بعد...
یک روز قبل زایــ‌*مان
*ات و یونگی روی تخــ‌*ت دراز کشیدن و یونگی ات رو بغــ‌،ل کرده *
_میتونم یه سوال ازت بپرسم
+آره چرا که نه پر،نسس
_اگه من بمــ‌،یرم ناراحت میشی
+ات زده به سر،ت؟ اگه تو نباشی منم دیگه ز،نده نمیمونم دیگه حــ‌،ق نداری حتی در مورد مردن حرفم بزنی
_دختر بچه ها خیلی به مرا،قبت نیاز دارن اگه من مردم تو خیلی باید موا،ظب دخترمون باشی
+ات بس کن تو هیــ‌،چیت نمیشه من نمیزارم هیچ اتفاق بد،ی برات بیــ‌،فته و بهت قو،ل میدم با همدیگه بهترین زندگی رو برای دخترمون میسازیم با هم...
_یونگی راستش من یه چیزی رو بهت نگفتم
+چی رو بهم نگفتی عرو،سک ؟
*ات سکو،ت میکنه *
+ات زود باش حرف بزن بگو چی رو ازم قا،یم کردی
*اشــ‌،ک توی چشمای ات جمــ‌،ع میشه *

_آروم باش...من...من ممکنه از اتاق عمــ‌،ل ز،نده بیر،ون نیام
*یونگی شو،که ز،ل میزنه به ات *

+چرا... چرا نباید ز،نده بیرون بیای
_د،کتر گفت چون ســ‌نم کــ‌،مه و بد،ن ضعــ‌،یفی دارم ممکنه موقع زا،یمان بمــ‌،یرم
+این همه آدم توی سن کم بار،دار میشن زا،یمان میکنن، هیچــ‌*یشون هم نمیشه توهم هیچ اتفاقی نباید برات بیفته یعنی من نمیــ‌،زارم هیــ‌،چیت بشه،اگه یه تا،ر مو از سر،ت کم بشه اون بیــ‌،ما،رستا،نو رو سرشون خر،اب میکنم.
_یونگی این چیزا که دست من یا تو یا حتی د،کترا نیست... خوب گو،ش کن اگه اتفا،قی برای من افتاد باید بجای منم موا،ظب دخترمون باشی
+پس من چی؟ اگه تو نباشی منم تموم امیدمو به زندگی از دست میدم من برای اینکه بتونم بزرگش کنم به تو هم نیاز دارم من نمیتونم تنــ‌،هایی از پس بزر،گ کردنش بر بیام
_یونگی من تمو،م تلاشمو میکنم که پیشتون بمونم
ولی اگه نتونستم لطفا ازم نارا،حت نشو
+تو پیشــ‌،مون میمونی یعنی باید بمونی من نمیتونم به همین راحتی از دستت بدم
_بهت قو،ل میدم که تموم تلاشمو بکنم
+من مطمــ‌،ئنم تو هیچیت نمیشه تو پر،نسس کوچو،لوی قو،ی منی،کسی که تونست که آد،می مثل منو ما،ل خود،ش کنه از پس هر،کاری بر میاد

(این پارت در کامنت پارت بعد گذاشته میشه)
دیدگاه ها (۹)

تــاوان عــ‌شــ‌قpart10روز زا،یما،ن...*یونگی د،م در اتا،ق عم...

پارتی از فیک heart

اینو دیدین‌؟سریال قشنگیه اگه به سریال هایی که هر لحضه سوپرای...

کیا منظورو گرفتن؟😂

پارت۱ [دیوانه وار عاشق]ات: سلام من ات هستم ۱۸ سالمه و تو ک...

مافیا. Part: 6

مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط