{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راستش دلتنگیام و نوشتن درمان میکنه

راستش دلتنگیام و نوشتن درمان میکنه
همین الان که این کلمه ها از لا به لای انگشتام میشینن رو قلب این صفه ی شیشه ای ؛ چشمام خیسِ اشک شده و بغض داره گلوم و بیشتر و بیشتر فشار میده
من اینجا حرف میزنم و خاطره هامون از جلوی چشمام رد میشن
خیلیاشون اصلا قشنگ نبودن که دلم بخواد دوباره برگردم بهشون اما همین که وقتی بهشون فکر میکنم توام تیکه ی وسط پازلشونی خوبه
بیشتر از همچی دلتنگِ چشماتم ؛ همونایی که حتی تو عکسم می‌خندن
یاد اون روز افتادم که میگفتی نگات کنم و من سرم و مینداختم پایین
نمیدونم انگار می‌ترسیدم هرچی بیشتر زل بزنم تو اون دوتا آهوی مستت ، این روزا بدتر و دردناک تر دلم تنگ شه
اما الان دلم میخاد پیشم باشی و زل بزنم تو چشمات و به قول سهیل بت بگم : "دیوونه م کی مث من تو چشمات زل زده!؟"
گفته بودم هیچ کپشنی به ذهنم نمیرسه ولی انگار دلتنگی حرف میاره!
میگم جانا...
یادته یه بار وسط همون خاطرات تلخ یچیزی و واست تعریف کردم و بعد با بغضی که داشت وجودم و متلاشی می‌کرد بغلت کردم!؟؟
کاش برگردیم همونجا و من انقد تو بغلت بمونم که دیگه هیچی نتونه چشام و اشکی کنه :)


عاخه صدات ؛ چشات ؛ نگات
دلم و حالی به حالی میکنه
من و میگیره از خودم و
دور از این حوالی میکنه

قلب کیانا : @F.K_5612 ❤️🫀

عشـق حتی با تماشا هم سرايت می‌کند
من پريشان توام ، جمعی پريشان من است :)

https://harfeto.timefriend.net/16359104176232
حرفاتون و میخونم🙃☝🏻
دیدگاه ها (۳۱)

من رفتم واسه سهیل جذابم بمیرمممممم🙂🙂😭😭❤️❤️پ.ن : ولی بیشتر من...

سارای احساساتیِ من :)!...انقد ازت نوشتم که تموم آدما میشناسن...

#من :)

😂🙂بچها این سه تا اسلاید و گذاشتم بخندیمولی ایشون فک کرده من ...

چندشاتی جونگکوک(پارت‌آخر)

Embrace of the mafia

نیکیِ من،راستش هنوزم برام عجیبه که چطور تو این مدت کوتاه، ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط