{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره و نوستالژی ostadjjj 22488398

دیدگاه ها (۱)

قدم زدم وسط شعرم با دلی پر بارقدم زدم به هوای آن دلبر یاروما...

تو دیدی اشک چشمم را ولی بی اعتنا رفتی سکوت گریه هایم را شنید...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..ودلم تشنه ترین تشنه ی آ...

این چیست که چون دلهره افتاده به جانمحال همه خوب است، من اما ...

پدرم همراه با همشهریان

پدر جانباز عزیزم همراه با دوستان

یادگیری بنویسید ☕ 🥀 ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏᴜ ɢɪʀʟ ɢᴏᴏᴅ ✦ɪ ᴛʜɪɴᴋ ɪ ᴍɪꜱ...

💙🧵🩵🪡شاید اینجا همان جاییست که باید بارها برایش می‌مردیمهمان ...

((بک بدیم))تا ۱۶ بدیم با فول ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏᴜ ɢɪʀʟ ɢᴏᴏᴅ ✦ɪ ᴛʜ...

*می خواهم برگردم به قدیم،* جایی که زندگی در قاب عکس های سیاه...

ورق.بزنید............. خاطره و نوستالژی...

کودکی را چشم برهم زدیم و دنیا گذشت؛یک روز دست‌هایمان کوچک بو...

💙اصلا حواستون هست نعلبکیا گذاشتن رفتن!؟انقدر که بی محلی کردی...

عموو 🫠❤️#فیتیله #عموهای_فیتیله_ای #علی_فروتن #حمید_گلی #محمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط