✍🏼صدایِ بوقِ ماشینها،
✍🏼صدایِ بوقِ ماشینها،
شبیه به فریادهایِ فروخورده است؛
و من،
در گوشهیِ این خیابانِ پرجنبوجوش،
دلمشغولِ یک سکوت.
انتظار،
مثلِ بارانِ ریزِ پاییزی است؛
آرام میبارد،
دیر میرسد،
اما خیس میکند تمامِ تنهاییام را.
هر بار که ماشینی از کنارم میگذرد،
تکان میخورم؛
گمان میکنم تویی،
که با سرعتِ خیالهایت،
برگشتهای...
تا این خیابانِ بیپایان را،
با هم،
بپیمایند.
#دلنوشته
شبیه به فریادهایِ فروخورده است؛
و من،
در گوشهیِ این خیابانِ پرجنبوجوش،
دلمشغولِ یک سکوت.
انتظار،
مثلِ بارانِ ریزِ پاییزی است؛
آرام میبارد،
دیر میرسد،
اما خیس میکند تمامِ تنهاییام را.
هر بار که ماشینی از کنارم میگذرد،
تکان میخورم؛
گمان میکنم تویی،
که با سرعتِ خیالهایت،
برگشتهای...
تا این خیابانِ بیپایان را،
با هم،
بپیمایند.
#دلنوشته
- ۱۴۷
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط