{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیدار شدم بعد چند دقیقه اقای تهیونگ در اتاق رو زد

بیدار شدم بعد چند دقیقه اقای تهیونگ در اتاق رو زد
ات:بله
ته: میشه بیام داخل
ات:آااا بله بله
ته:صبحت بخیر پاشو صبحونه بخوریم
ات:چشم اقای تهیونگ
ته:اقای تهیونگ؟
ات: ببخشید من نمیدونم باید چی صداتون کنم
ته: منو تهیونگ صدام کن
ات:چشم
ته:خوبه حالا بیا صبحونه بخوریم
بلند شدم رفتم سمت دستشویی بعد رفتم سر میز صبحونه
ته: چرا موهات منظم نیس
ات:میشه بعد صبحونه درستش کنم
ته:عیب نداره باشه
ته رفت سر کار یه زن اومد توی آشپزخونه بهش میخورد ۵۰ به بالا سن داشته باشه
ات: سلام
اون زن جواب سلامم به همراه خانم داد
گفت میتونم بهش بگم آجوما خیلی مهربون بود گفت خانم شما باید
به موهاتون و لباساتون رسیدگی کنید اقای تهیونگ ممکنه عصبی بشه
تشکر کردم رفتم بتوی اتاقم اول رفتم حموم بعدش حموم موهامو درست کردم بعدش لباسامو عوض کردم لباسای کثیف رو بردم و انداختم توی لباس شویی
یه زن دیگه اومد
بهش سلام کردم
اون زن هم به من سلام کرد کفت : شما نباید به لباسای کثیف دست بزنید
ات: چرا اینا که ماله منه
آجوما:خانم این کار ها وظیفه ماست
ات:ممنون
ات رفت توی اتاقش
تهیونگ اومد خونه
ته:آجوما ات کجاست؟
اجوما:توی اتاقش
ته: ممنون
تق تق
ته:میتونم بیام
دیدگاه ها (۱)

ته:میتونم بیامات:بله ته: سلام ات: سلام تهیونگته: ات یه لیست ...

#تصور_کنتو و جیمین داخل ماشین

خانم بینا منو مثل دخترش میدونه بچه ها بخاطر این موضوع منو نا...

☆سادیسمی من p/⁴

part:8

سادیسمی p/ 13or14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط