{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ¹⁶
رمان::من عاشق معلمم شدم
نویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄

تهیونگ:داشتیم فیلم می‌دیدیم که دیدم جونگکوک داره سرشو می‌بره اونور
جونگکوک:وایی(اروم)
تهیونگ:هی جونگکوک میترسی؟
جونگکوک:ن..نه
تهیونگ:باشه
جونگکوک:وایی...چه ترسناک(آروم)
تهیونگ:اگه می‌ترسی میتونی بیای بغلم
جونگکوک:باشه ..اومدم(و رفت بغل تهیونگ)
۱ساعت بعد
تهیونگ:خب دیگه فیلم هم تموم شد بریم بخوابیم؟
جونگکوک:آره بریم بخوابیم،راستی اتاق من کجاست؟
تهیونگ:تو اتاق من
جونگکوک:عمرا اگه من پیش تو بخوابم،من رو کاناپه میخوابم
تهیونگ:نه نمیشه پیش من و رو تخت من میخوابی فهمیدی؟
جونگکوک:چرا انقدر اصرار داری که پیش تو بخوابم؟؟
تهیونگ:تو پیش من میخوابی حرفی هم نباشه
جونگکوک:خیلی اذیتم میکنی
تهیونگ:اذیت نمی‌شی

★شرایط برای پارت بعد★
لایک::۱۵
★تا شرایط رو نرسونید پارت نمیزارم★

#تهکوک #رمان #رمان تهکوک #جونگکوک #تهیونگ #بنگتن
دیدگاه ها (۰)

پارت ¹⁷رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄جون...

پارت:: ¹⁸رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄ت...

پارت ¹⁵رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄کمی...

پارت ¹⁴رمان:من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط