{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوشیه لیا زنگ خورد جواب داد از حرفاشون می‌فهمیدم داره با

گوشیه لیا زنگ خورد جواب داد از حرفاشون می‌فهمیدم داره با کی صحبت میکنه مامان من فیلم برداری شروع شد ‌مجری یه سری سوالای بی ربط به هم پرسید واقع مصاحبه ی مسخره ای بود انگار دارن بازجوییمون میکنن ولی خیلی به لیا نزدیک بود یعنی کاملا دستش دور گردن لیا بود لیا خودش از این وضعیت خوشش نمیومد ولی نمیتونست مجری رو خفه کنه پس حرفی نمیزد مصاحبه تموم شد و مجری رفت ما هم پاشدیم از کمپانی خارج شدیم لیا داشت با لیسا حرف می‌زد رفتم سمتش و پرسیدم
مامان چی میگفت
لیا: مامانت میگفت از صبح کجایی و چرا گوشی رو جواب نمیدی و گفت وقتی
دیدگاه ها (۱)

‌ گفت وقتی مصاحبه تموم شد بریم خونه کوک: باشه پس سوار شو لیا...

نویسنده : میخوام یه توضبحی درباره ی جزئیاته داستان بدم مثلا ...

"پایان مکالمه"ویو کوک امروز قرار بود با یه گروهی مصاحبه داشت...

پرده ها رفت بالا و با گروه بی تی اس مواجه شدیم میگم این جونگ...

! 😉دلم نیومد نزارمبزن بریم برای پارت هشتم:***### **پارت هشتم...

مهرو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط