{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دونید چیه؟ بعضی وقتا .. آدم یه حسی داره .. اسمشو نمی د

می دونید چیه؟ بعضی وقتا .. آدم یه حسی داره .. اسمشو نمی دونه چیه .. نمی دونه خوبه .. بده .. زشته .. قشنگه .. نمی دونه موندگاره .. رفتنیه .. حرف حسابش چیه اصن!؟
می دونید چیه؟ بعضی وقتا از حرف پُری .. داری می میری یکیو پیدا کنی براش حرف بزنی .. اما دور و برتو نگاه می کنی .. چشماتو می بندی .. بغضتو قورت می دی .. لبخند می زنی .. و هیچی به هیچی ..
ادامه می دی ...
می دونید هم حرف نداشتن .. مرهم نداشتن .. هم درد نداشتن .. چه مَرَضیه؟
مرض خاصی نیست .. فقط به مرور زمان هی ساکت ترت می کنه .. آروم ترت می کنه .. بیشتر می ری توی خودت .. بیشتر تنهاییو ترجیح می دی .. عصبی می شی .. بی حوصله می شی ..
من .. الـان .. حرف .. ندارم ..
من .. همیشه .. هیچ حرفی .. نداشتم !
من .. همیشه .. فقط .. فقط .. گوش دادم ..
چقدر بده که یه گوش شنوا نباشه که فقط و فقط واسه خودت باشه .. چه بده دنیا و این همه جمعیت، اونوقت آدما انقد تنها باشن ..
دیدگاه ها (۷)

خودت می دانی که فقط نوشتن حالت را بهتر می کندو نمی نویسیمثل ...

یه غزل با لهجه ی شیر ازی :( فقط امیدوارم خوانا باشه ) ای روز...

آدم ها که آمدنددلبسته شان که شدیعزم رفتن که کردنداز تقلاهایت...

خب، ما همیشه «نبودن» را از این سرش دیده‌ایم. از سمت فاقد، نه...

از یه‌جایی غمگین نمی‌نویسی، با هیچکس راجع‌به غمت صحبت نمی‌کن...

سناریو بلولاک

درس بخون، درس نمی خونی کتاب بخون، کتاب نمی خونی شعر بخون،خون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط