{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دنیای من

رمان دنیای من

پارت ۸۰

ارسلان، دیانا برم بیمارستان خیلی استرس داشتم همش راه میرفتم که صدای ۲ تا دست گلام اومد
پرستار اومد

ارسلان، حالش خوبه

دکتر،بله عالین هم ۲ تا کوچولو ها هم خانم کوچولوتون

ارسلان ،خداروشکر میشه برم ببینمش

دکتر، منتقل بشن به بخش میتونید ببینمشون

ارسلان، مرسی دیانا منتقل ‌کردن به بخش
دیدگاه ها (۷)

رمان دنیای من پارت ۸۱ارسلان، رفتم تو اتاقش بچه هام کنارش بود...

رمان دنیای من پارت ۸۲.. ۵ سال بعد ...ارسلان، ۵ سال از اومدن ...

رمان دنیای من پارت ۷۹دکتر،مبارکه یه دختر گل و یه پسر آقا دیا...

رمان دنیای من پارت ۷۸... ۳ روز بعد ...دیانا، داشتم غذا درست ...

وقتی ازت متنفر بود..

my child's friend: part4 یونگی ویو:با جیمین تا شب توی پارک ب...

#p16:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره(ویو کوک): بعد اینکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط