پارت
پارت ³⁰
ویو ساعت ۳ بعد از ظهر
_ میگم واسع امشب باید بریم خارج از شهر یه مهمونی ترتیب داده شده توم باید بیای
+ آخ بمیرم برات فک کنم چون درد داری سیستمات قاتی کردن خودتم نمیدونی چی میگی
_(پوکر نگاه لارا کرد ) دارم جدی باهات حرف میزنم
+ زده به سرت چجوری میخوای بری حداقلش باید دو روز دیگه تو تخت باشی
_ چی نه دیگه خوب شدم خسته شدم دو روزه تو تختم
+ نه خب آخه
_ حرف نباشه
+ اینجا لباس ندارم
_ بریم خرید ؟
+ میتونی بشینی پشت فرمون
_ اوم
+ وای نه یادم رفت سوپم سر گازه
_ ( سر تخت نشسته بودم و دکمه لباسم رو میبستم که صدای جیغ لارا عمارت رو گرفت به سرعت خودمو به آشپزخانه رسوندم )
_ چته
+ سوختم
_ ( دستاش رو گرفتم ) چرا اینجوری شدم
+ میخواستم اینو از سر گاز بردارم دستش داغ بود
_ ویسا الان خوب میشه
+گوشیت زنگ میخوره
_ الان برمیگردم
+ کیع؟
_ خانومه جئونه
+( چرا مامانشو به اسم صدا میزنه )
_ بگو
خانم جئون: پسرم دختر داییت اومده تو و لارا کجا غیبتون زده
_ برمیگردیم ( تلفن رو قعط کرد )
_ چرا انقد متعجب نگام میکنی
+ چی گفت یهو چشمات درشت شدش خودت از چی شکه شدی
_ هیچی شب برمیگردیم عمارت جئون دختر داییم اومده
+ مگه نمیخواستی بری .....
_ از اونجا که اومدیم میریم
+ ولی اگه بفهمن تیر خو.......
_ نمیفهمن
+ ( داشتم با کوک حرف میزدم اکه از طرف بورا پیام دریافت کردم )
متن پیام 👇
(هی دختر این دختره که میشه دختر دایی کوک تو گذشته مدتی با جونگ کوک بوده میگن خیلی همو دوست داشتم .
و دختره الانم دوسش داره )
+ ( با دیدن پیام داشتم از تعجب میترکیدم )
_ مشکلی پیش اومده ؟
+ ن نه هیچی نیست
لایک و بازنشر بالا
ویو ساعت ۳ بعد از ظهر
_ میگم واسع امشب باید بریم خارج از شهر یه مهمونی ترتیب داده شده توم باید بیای
+ آخ بمیرم برات فک کنم چون درد داری سیستمات قاتی کردن خودتم نمیدونی چی میگی
_(پوکر نگاه لارا کرد ) دارم جدی باهات حرف میزنم
+ زده به سرت چجوری میخوای بری حداقلش باید دو روز دیگه تو تخت باشی
_ چی نه دیگه خوب شدم خسته شدم دو روزه تو تختم
+ نه خب آخه
_ حرف نباشه
+ اینجا لباس ندارم
_ بریم خرید ؟
+ میتونی بشینی پشت فرمون
_ اوم
+ وای نه یادم رفت سوپم سر گازه
_ ( سر تخت نشسته بودم و دکمه لباسم رو میبستم که صدای جیغ لارا عمارت رو گرفت به سرعت خودمو به آشپزخانه رسوندم )
_ چته
+ سوختم
_ ( دستاش رو گرفتم ) چرا اینجوری شدم
+ میخواستم اینو از سر گاز بردارم دستش داغ بود
_ ویسا الان خوب میشه
+گوشیت زنگ میخوره
_ الان برمیگردم
+ کیع؟
_ خانومه جئونه
+( چرا مامانشو به اسم صدا میزنه )
_ بگو
خانم جئون: پسرم دختر داییت اومده تو و لارا کجا غیبتون زده
_ برمیگردیم ( تلفن رو قعط کرد )
_ چرا انقد متعجب نگام میکنی
+ چی گفت یهو چشمات درشت شدش خودت از چی شکه شدی
_ هیچی شب برمیگردیم عمارت جئون دختر داییم اومده
+ مگه نمیخواستی بری .....
_ از اونجا که اومدیم میریم
+ ولی اگه بفهمن تیر خو.......
_ نمیفهمن
+ ( داشتم با کوک حرف میزدم اکه از طرف بورا پیام دریافت کردم )
متن پیام 👇
(هی دختر این دختره که میشه دختر دایی کوک تو گذشته مدتی با جونگ کوک بوده میگن خیلی همو دوست داشتم .
و دختره الانم دوسش داره )
+ ( با دیدن پیام داشتم از تعجب میترکیدم )
_ مشکلی پیش اومده ؟
+ ن نه هیچی نیست
لایک و بازنشر بالا
- ۲۹.۸k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط