{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ³¹

پارت ³¹

ویو شب

+( میکاپ نچرال کردم و لبم رو رژ قرمز زدم که خیلی بهم میومد موهام رو باز گزاشتم و پاپیون به پشت موهام زدم لباسم رو استایل کردم رفتم پایین )

[ استایل لارا رو واستون گرفتم اگه دوست دارید اونجوری تصور کنید 💫]

_( آماده پایین منتظر لارا بودم توی فکر فرو رفته بودم که هی سان اون اتفاق رو هنوز یادشه ؟ اون فقط یه اشتباه بچگی بود و یه حس زود گذر که لارا از پله ها پایین اومد ) این لباست بدن نما.....

_( چی بدونه این که بهم توجه کنه از عمارت خارج شد رفتم در ماشین رو واسش باز کنم که خودش باز کرد و نشست حرکاتش خیلی عجیب بود چرا !)

+ ( به عمارت خارج از شهر رسیدم همه جا پر از بادیگارد بود و همه به کوک تعظیم میکردن )

_ حق نداری ازم جدا شی فهمیدی جایم نمیری خیلیم به اطرافت نگاه نکن

+ باشه ( دستش رو دور کمرم حلقه کرد و وارد عمارت شدیم )

+( ایی همش زن و مردا برهنه ای بودن که خودشون رو بهم می‌مالیدن و از این کارشون لذت میبردن )

_ بهت گفتم نگاه نکن

+ ( اولین کسی که اومد جلومون رئیس جمهور بود )
وا وای هی این اینجا چیکار میکنه تصور می‌کردم الان پشت میز داره به عمور کشور رسیدگی کنه

_ ( نگا کرد و پوزخند زد )

رئیس جمهور: او آقای جئون اومدی

_ بله

رئیس جمهور: پس این همسرتونه که کارتون رو به خاطرش زود تر تموم کردی

+ از دیدنتون خوشبختم

رئیس جمهور: این مهمونی به خاطر شما ترتیب داده شده پس لذت ببرید

+ ( به سمت میزی که دوستای کوک و همسراشون نشسته بودن حرکت کردیم )

.........




لایک و بازنشر بالا💥
دیدگاه ها (۱۷)

عشق خیانت انتقام

spanish girl:8

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part26رفتم تو سوار آسانسور شدمدرو باز کردم و ...

____[The Forbidden Crossing]____

[چند پارتی]

۴۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط