{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم به بکی می گفتم من میتونم ذهن ادم ها رو بخونم ولی دی

داشتم به بکی می گفتم من میتونم ذهن ادم ها رو بخونم ولی دیدم دامیان هست...
با گیتار یکی زدم از سرش فکر نکنم دیگه یادش بیاد
بکی: دیگه تو کار دختر ها دخالت نکن
دیدگاه ها (۶)

رمان حسم به تو....

مامانم تو انیمه خیلی خوشگله شما هم قبول دارین؟

بچه ها یادم رفته پارت های قبل بگم ارشام رفیق صمیمی دامیان بو...

این عکس دامیان مربوط به پارت قبل هست چون یادم رفته بود الان ...

ساعت۳بامداد:انیا:با صدا رعدوبرق بیدار شدم ترسیده بدمرفتم سمت...

بعد رفتن مدیر دامیان بکی‌و جکس مایکی امدن سمتم .جکس : هوی بب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط