{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جنم

جنم
اكبر و اصغر و غضنفر داشتن از مردسالاري حرف ميزدن و به هم پزمي‌دادن!
اكبر ميگه: زن من مثل سگ از من حساب ميبره، هر چي‌ من بگم همونه....
ديشب وقتي‌ اومدم خونه حاضر شده بود كه بريم خونه خواهرش اينا....
من يك كلام گفتم نه و زنم بدون اعتراض قبول كرد.
اصغر ميگه: زن منم از من حسابي‌ ميترسه، بدون اجازه من آب نميخوره......
ديشب وقتي‌ شام آورد, داد زدم گفتم من اين آشغالو نمي‌خورم،زنم مثل قرقي پريد توآشپز خونه و 2 سوت برام بره كباب كرد.
بعد اكبر و غضنفر بر مي‌گردن از غضنفر مي‌پرسن تو چي‌؟ زنت ازت حساب ميبره؟
غضنفر ميگه: حساب ميبره؟
ديشب كه اومدم خونه وقتي‌ قبض تلفنو ديدم داد زدم:
وقتي‌ اين ماه پول قبض تلفو ندادم, ياد ميگيري كه كمتر با تلفن حرف بزني......
اينو كه گفتم زنم چهار دست ‌و پا اومد سراغم و مچ پامو محكم چسبيد!
اكبر و غضنفر بهت زده گفتن: آخي ، بيچاره..... حرفيم زد؟
غضنفر گفت : آره، گفت اگه جرات داري از زير تخت بيا بيرون
يا همين گوشي تلفنو تا دسته مي‌كنم تو حلقت!!
دیدگاه ها (۱)

سياست دخترا در مواجهه با پسرا- حيله گري با پسراي معصوم و ساد...

طرف میره دبی توی رستوران میگه الکباب، کباب میارن براشمیگه ال...

مزيت چايي سبز زني با سر و صورت كبود و زخمي سراغ مشاور دكتر ر...

خيانت دخترجواني از مكزيك براي يك مأموريت اداري چند ماهه به آ...

فیک تهیونگ

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 184♡⁠。⁠)⁩تا خود...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۰" در آغوش رویای آبی ات "...

forced by your side به اجبار کنار تو part: 20«بادا» جینا نار...

forced by your side به اجبار کنار تو part:14نویسنده(بادا) جی...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ویو ا. تسرم گیج م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط