{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از عقابی پرسیدند

از عقابی پرسیدند:
آیا ترس به زمین افتادن را نداری؟

عقاب لبخند زد و گفت:
من انسان نیستم
كه با كمی به بلندی رفتن
تكبر كنم!
من در اوج بلندی
نگاهم همیشه به زمین است.
دیدگاه ها (۲)

زندگی دیکته ای نیستکه آن را به ما خواهند گفت!زندگی انشایی اس...

خدایِ من! تو همونی که تاصداش میزنم میگه جانم و اون موقَعس که...

سقف خانه ی ما سوراخ است !ولی درعوض مناره های مسجد سربه فلک ک...

روزی "اندوه" به روستای ما آمد"گفتیم رهگذر استاما ماندگفتیم م...

☆چند پارتی اومه میا پارت سوم (اخر)☆ا.ت سرش رو برگرداند و زمز...

#دبیرستان_مخفی_منپارت ۷شب بود و سکوت سنگین مدرسه هوسون را فر...

‹ قلدر عاشق ›« پارت اول »« ویو کوک »از خواب بیدار شدم خوشحال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط