تناسخیکمافیا
#تناسخ_یک_مافیا
#part7
* فلش بک سمت ات*
ات: آخيش بلاخره دوتاشون رفتن، خونه ات هم زیاد بدک نیس( بلند شد رفت سمت آینه
ویو ات: اوه ، دختر بودن هم زیاد بد نیس ( داره به انdام ات تو آینه نگاه میکنه
ات:( نیشخند، نگاه شیطانی
* یهو تهیونگ میاد*
( عزیزان ات: تهیونگه ، تهیونگ: اته
جهت یادآوری 🗿🚬)
تهیونگ: داری چه غلطی میکنی
ات: اع اومدی، فک کردم رفتی عمارت ( نیشخند
تهیونگ: اولا چرا باید عمارت تو ، دوما داشتی به چی تو آینه نگاه میکردی هان ؟!
ات: هیچی .....
تهیونگ: دروغ نگو
ات :جدی میگم ، ولی از حق نگذریم اندام خفنی داری ( نیشخند ، نگاه دوباره به اندامش تو آینه
تهیونگ: تووووووووو .....( عصبی
ات: من چی ( نگاه شیطانی
تهیونگ: بسه دیگه، بدن منو بهم پس بده زود باش
ات: چرا؟ من که مشکلی ندارم تو بدن همچین آدم هاtی باشم
تهیونگ: استغفرالله زر نزن بدنمو بهم پس بده
ات: مگع من با رضایت خودم گرفتم که پس بدم
تهیونگ: پس به زور ازت پس میگیرم ( دستاشو دور کمر ات حلقه میکنه و میره سمت لbاش
ات: هی هی ات آرومممممم
تهیونگ: بدنمو پس بدهههههه ( لbاشو گذاشت رو لbاش
* چند مین بعد *
ات: بسه دیگه
تهیونگ: چیشد ( چشاشو میماله
ات: برگشتیم ؟؟
تهیونگ: وایستا، آره
ات: آه شکر
تهیونگ: نذاشتی ، تازه داشتم با بدنت حال میکردم
ات: تهیونگ زر نزن ( با بچم درست بحرف دختره ی بیتربیت🗿😐)
تهیونگ: اگه بزنم دردت میاد
ات: بقیع حرفمو نادیده میگیری فقط همونی که میخوایو میشنوی مگه نه
تهیونگ: ارههه ( نیشخند
ات: آه ولش ، برو
تهیونگ: کجا برم ؟
ات: بع من چه ، فقط از خونه ام برو امیدوارم دیگه همچین اتفاقی نیوفته
تهیونگ: کاش بیوفته دفعه بعد میخوام خیلی کارا کنم باهات
ات: دفعه بعدی وجود نداره ، برو میگم
تهیونگ: وا زشته
ات: زشت ت.تویی
تهیونگ: مننننن؟!!
ات: ولش، برو خیلی با بدنم حرفای پرت و پرت گفتی باید جمعشون کنم پس لطفا رفع زحمت کن
تهیونگ: منم اینقد بیکار نیستم پیش تو بمونم ، برش جئون
ات: تو غلط میکنی
تهیونگ: ساکت خوشگله ساکت ( رفت
ات: هی نبینم بری پیش کوک ( از دستش گرفته
تهیونگ: ( از کمر ات گرفت) چشم خوشگله
ات: ......
* دارن به هم نگاه میکنن *
ات: اهم
تهیونگ:( لبخند
ات: بسه برو
تهیونگ: فعلا خوشگله ( رفت
ات: اوففف
* فلش بک سمت کوک و اد *
اد: میگم منو کجا میبری هوی ؟!
کوک: .....
ادامه دارد
بزن اون ری اکتو خوشگله 🗿💝
#part7
* فلش بک سمت ات*
ات: آخيش بلاخره دوتاشون رفتن، خونه ات هم زیاد بدک نیس( بلند شد رفت سمت آینه
ویو ات: اوه ، دختر بودن هم زیاد بد نیس ( داره به انdام ات تو آینه نگاه میکنه
ات:( نیشخند، نگاه شیطانی
* یهو تهیونگ میاد*
( عزیزان ات: تهیونگه ، تهیونگ: اته
جهت یادآوری 🗿🚬)
تهیونگ: داری چه غلطی میکنی
ات: اع اومدی، فک کردم رفتی عمارت ( نیشخند
تهیونگ: اولا چرا باید عمارت تو ، دوما داشتی به چی تو آینه نگاه میکردی هان ؟!
ات: هیچی .....
تهیونگ: دروغ نگو
ات :جدی میگم ، ولی از حق نگذریم اندام خفنی داری ( نیشخند ، نگاه دوباره به اندامش تو آینه
تهیونگ: تووووووووو .....( عصبی
ات: من چی ( نگاه شیطانی
تهیونگ: بسه دیگه، بدن منو بهم پس بده زود باش
ات: چرا؟ من که مشکلی ندارم تو بدن همچین آدم هاtی باشم
تهیونگ: استغفرالله زر نزن بدنمو بهم پس بده
ات: مگع من با رضایت خودم گرفتم که پس بدم
تهیونگ: پس به زور ازت پس میگیرم ( دستاشو دور کمر ات حلقه میکنه و میره سمت لbاش
ات: هی هی ات آرومممممم
تهیونگ: بدنمو پس بدهههههه ( لbاشو گذاشت رو لbاش
* چند مین بعد *
ات: بسه دیگه
تهیونگ: چیشد ( چشاشو میماله
ات: برگشتیم ؟؟
تهیونگ: وایستا، آره
ات: آه شکر
تهیونگ: نذاشتی ، تازه داشتم با بدنت حال میکردم
ات: تهیونگ زر نزن ( با بچم درست بحرف دختره ی بیتربیت🗿😐)
تهیونگ: اگه بزنم دردت میاد
ات: بقیع حرفمو نادیده میگیری فقط همونی که میخوایو میشنوی مگه نه
تهیونگ: ارههه ( نیشخند
ات: آه ولش ، برو
تهیونگ: کجا برم ؟
ات: بع من چه ، فقط از خونه ام برو امیدوارم دیگه همچین اتفاقی نیوفته
تهیونگ: کاش بیوفته دفعه بعد میخوام خیلی کارا کنم باهات
ات: دفعه بعدی وجود نداره ، برو میگم
تهیونگ: وا زشته
ات: زشت ت.تویی
تهیونگ: مننننن؟!!
ات: ولش، برو خیلی با بدنم حرفای پرت و پرت گفتی باید جمعشون کنم پس لطفا رفع زحمت کن
تهیونگ: منم اینقد بیکار نیستم پیش تو بمونم ، برش جئون
ات: تو غلط میکنی
تهیونگ: ساکت خوشگله ساکت ( رفت
ات: هی نبینم بری پیش کوک ( از دستش گرفته
تهیونگ: ( از کمر ات گرفت) چشم خوشگله
ات: ......
* دارن به هم نگاه میکنن *
ات: اهم
تهیونگ:( لبخند
ات: بسه برو
تهیونگ: فعلا خوشگله ( رفت
ات: اوففف
* فلش بک سمت کوک و اد *
اد: میگم منو کجا میبری هوی ؟!
کوک: .....
ادامه دارد
بزن اون ری اکتو خوشگله 🗿💝
- ۲.۲k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط