{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشد

فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشد
بعد از این دیدن او فرض محالت باشد

از خدا ساده بپرسی که تو اصلاً هستی؟
شکوه‌ات باعث تکرار سوالت باشد

چمدان پر بکنی خاطره‌ها را ببری
عکس‌هایش همه‌ی عمر، وبالت باشد

روز و شب قصه ببافی که تو را می‌خواهد
باز پیچیده‌ترین شکل خیالت بشد

توی تنهایی خود فکر مسکّن باشی
قرص اعصاب فقط چاره‌ی حالت باشد

پاکت خالی سیگار و شب و بی‌خوابی...
فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشد!

«ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری»
گرقسمت ما نشود عشق...حرامت باشد

/ سعید
دیدگاه ها (۷)

/ سعید

/ سعید

ای نسیم سحر، آرامگه یار کجاست؟ منزل آن مه عاشق‌کش عیار کجاست...

به یادت هست روزی که برای اولین بارمپیدات کردم و آرام گفتم "د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط