{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یادت هست روزی که برای اولین بارم

به یادت هست روزی که برای اولین بارم
پیدات کردم و آرام گفتم "دوستت دارم"
.
خجالت می کشیدم از کلام سر به زیر تو
ولی دل را زدم دریا و گفتم " می شوی یارم؟"
.
تمام حرف ها با یک خفایت شد فراموشم
به رغم آن همه بیداری و تمرین و تکرارم
.
عرق بر روی پیشانیت و گونه سرخ مثل گل
صدایت اندکی لرزید و گفتی "من که بیمارم
.
همین را گفتی و رفتی و من از دور می دیدم
چگونه رقص یک چادر پریشان کرده افکارم
.
بدون تو غزل گفتن برای من کمی سخت بود
ولی گاهی ردیفم می کردی و غزل بانوی اشعارم
.
می شنیدم سبک های سنتی را دوست داری
و از آنروز من شدم مردی به سبک ایل قاجارم
.
هنوزم منتظر هستم که روزی برگردم ز دانشگاه
بر شرمساریت بنگرم که گفته بودی"دوستت دارم" .

/ سعید
دیدگاه ها (۱۵)

ای نسیم سحر، آرامگه یار کجاست؟ منزل آن مه عاشق‌کش عیار کجاست...

فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشدبعد از این دیدن او فرض محالت ب...

دلبر شیرازیم در حافظیه می‌دویدمی‌دوید این سو و آن سو و مرا ه...

درویش که می خورد به میری برسدور روبهکی خورد به شیری برسدگر پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط