{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینارو توی قبرستون شنیدیم :قول میدم دیگه اذیتت نکنم، قول

اینارو توی قبرستون شنیدیم :قول میدم دیگه اذیتت نکنم، قول میدم دیگه مسخرت نکنم، مامان قول میدم نگم توافکارت عقب مونده و قدیمیه، مامان توبرگردقول میدم شبازودبیام خونه، مامان توروخدابرگررد.. شایداین داستان زندگی خیلیمون بااشه، قدرشونو بدونینم.....
دیدگاه ها (۲)

پیامبر (ص): شما را مژده به ظهور مهدى مى دهم که به هنگام اختل...

مامان اجازه هست ابروهامو بردارم؟؟ نه.. مامان اجازه هست موهام...

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس...

قابل توجه اون کسی که عکس گذاشته بود نوشته بود تو عکسش احمد ج...

📜 خلاصه داستان : هیماری موموچی در شانزدهمین سالگرد تولدش نام...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

ترکم نکن

تکپارتی تهکوک ★ یک دقیقه تا فردا هوا بارونی بود و دو سالی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط