یه روز یه بنده خدایی رفت پیش بهلول ازش پرسید:
یه روز یه بنده خدایی رفت پیش بهلول ازش پرسید:
بهلول من اگر انگور بخورم گناه کردم؟...
بهلول در جوابش گفت نه
گفت خوب حالا اگر من انگور بخورم پشت سرش آب بخورم چی... گناه کردم؟
گفت نه...
گفت خوب حالا اگر انگور بخورم بعدش آب بخورم برم تو آفتاب بشینم چی؟ گناه کردم؟
بازم بهلول گفت نه...
گفت خوب پس چرا خوردن شراب گناهه؟...
بهلول در جوابش گفت:
من اگر یه مشت خاک بردارم بریزم رو سر تو برات مشکلی پیش میاد؟
مرد گفت نه...
گفت خوب حالا اگر آب بریزم رو خاک، شل بشه بریزم رو سرت چی برات مشکلی پیش میاد؟
بازم مرد گفت نه...
گفت خوب حالا اگر همون خاک رو آب بریزم روش شل شه بعد بزارمش جلو آفتاب خشک شه بشه آجر بعد بزنمش تو سرت چی؟ بازم برات مشکلی پیش نمیاد؟
مرد گفت چرا سرم میشکنه.
لطفا... خواهشا... واسه خوب جلوه دادن گناهامون دنبال استدلال های الکی نباشیم....
بهلول من اگر انگور بخورم گناه کردم؟...
بهلول در جوابش گفت نه
گفت خوب حالا اگر من انگور بخورم پشت سرش آب بخورم چی... گناه کردم؟
گفت نه...
گفت خوب حالا اگر انگور بخورم بعدش آب بخورم برم تو آفتاب بشینم چی؟ گناه کردم؟
بازم بهلول گفت نه...
گفت خوب پس چرا خوردن شراب گناهه؟...
بهلول در جوابش گفت:
من اگر یه مشت خاک بردارم بریزم رو سر تو برات مشکلی پیش میاد؟
مرد گفت نه...
گفت خوب حالا اگر آب بریزم رو خاک، شل بشه بریزم رو سرت چی برات مشکلی پیش میاد؟
بازم مرد گفت نه...
گفت خوب حالا اگر همون خاک رو آب بریزم روش شل شه بعد بزارمش جلو آفتاب خشک شه بشه آجر بعد بزنمش تو سرت چی؟ بازم برات مشکلی پیش نمیاد؟
مرد گفت چرا سرم میشکنه.
لطفا... خواهشا... واسه خوب جلوه دادن گناهامون دنبال استدلال های الکی نباشیم....
- ۳.۳k
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط