{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part.16.
رفتم تو ماشین جونگ کوک خوش می روند منم کنارش بودم +.. سلا... نزاشت کامل بگم -.. هیچی نگو ازخابگاه خیلی دور شدیم توی نا کجا اباد بودیم +.. کجاییم.. ماشینو نگ داشت کمر بندشو باز کرد اومد روم خیلی نزدیک بود +.. چیکار میکنی..-..خودت این لباسای جذابو پوشیدی خودت دلت میخواد .. +.. چر این جا.. -..کسی اینجا نیست ..+.. مگه می خوای چیکار کنی .. هیچی نگفت و منو با طنش می بوسید سیع کردم پسش بزنم ولی نتونستم لبامو نجات دادم+.. میخوای چیکار کنی .. -.. این دفعه هواسم به هیچی نیست ..+.. هی ...تووو.. چجورییی میتونی.. ترسیدم از روم پاشد نشست سر جاش-.. چجوری بهم اعتماد کردی ها ..+..منظدرت چیه..-..من اینجوری نیستم ببخشید ترسوندمت ولی می خواستم بدونی همچین ادمایی هم هستن نباید به همه اعتماد کنی..به روب من برگشت منم با مشتام زدم به سینش +.. چطور تونستس .. با گریه گفتم +.. تو کن عمرم به کسی این جوری اعتماد کرده بودم...... چرااا کاری می کنی... که بهت اعتماد نکنم .....میدونی چقدر ترسیدم ..دیگه هیچی نگفت و بغلم کرد منم داشتم تو بغلش گریه می کردم
& من نمی دونستم انقدر میترسه الان داشت تو بغلم گریه می کرد همه ی اینا نقشه ی سه هو بود که اون خود شوخالی کنه -..ببخششید .. هنوز داشت گریه می کرد -.. جی یون صورتتو ببینم .. بهم نگاه کرد-.. جی یون سه هو گفت این کارو بکنم که خودتو خالی کنی واقعا ببخشید..+..تو هم کاری که گفت را کردی واقعا که منو برگردون خوابگاه ..-..ولی.. + ..بدو ..ماشینو روشن کردم تو راه فقط گریه کرد نذاشت منم حرف بزنم البته حق داشت پارک کردم پیاده شدم اونم پیاده شد ر دوید سمت خوابگاه منم دنبالش دویدم دقیق پشتش بودم کا در اتاقمونوباز کردو دست سه هو رو کشید برد تواتاق ما و درو محکم بست تهیونگم دست منو گرفت از خوابگاه اوردم بیرون گفت .. چیشده چراعصبانی بود مگه قرار نبور صبح بیایین .. همه چیو بهش گفتم از دید اون هم کارم اشتباه بود با هم رفتیم دور بزنیم که حالم بهتر شه

* به سه هو همه چیو گفتم اومدم دعواش کنم که گفت .. تازه اون کارایی که گفتمو نکرده می خواستم ببینم واقعا دوستت داره یا نه اگه نداشت بقیش رو هم می کرد جی یون اون حتی بزور من قبول کرد و گرنه همچین ادمی نیست ..+..دقیقا بهش چی گفتی هااا.. گفت .. گفته بودم تا مرزش بره وگر نه نمی تو نین با هم باشین بخاطر من ببخشش..+..اون نیازی به بخشش نداره اینجوری که گفتی اون حقم داره تویی که نیاز به بخشش داری .. اروم شدم خیالم راحت شد درو باز کردم جونگ کوک نبود تهیونگ م نبود رفتم بی رون از دانشگاه که دیدم دارن از ماشین پیاده می شن جونگ کوک منو دید وایستاد -..ببخشید.. تهیونگم بود با داد گفتم+.. تهیونگ تو برو تو .. بدبخت از ترس رفت تو منم دست جونگ کوکو گرفتم بردمش پارک بغل دانشگاه وایستادم روبه روش اومد دوباره بگه ببخشید که ببوسیدمش و سریع بغلش کردم - .. جی یون .. +.. چیه چرا نگفتی تهدیدت کرده .. - .. نمی خواستم رابطتون بهم بخوره ..+.. ببخشید من اعصبانی بودم نباید سرت داد می زدم ..-.. نه حق داشتی من نباید اونکارو می کردم ..+..نه مم بودم می کردم الانم بیا بریم بیرون من برنامه داشتم .. -.. اوکی.. رفتیم سینما موقع فیلم دست همو گرفتیم بعد رفتیم شهر بازی همه وسایلاشو استفاده کردیم نوبت اتاق فرار بود هیچ کدوم مون نمی ترسیدیم از اونجایی که باید کلاه می داشتیم نمی تونستم ببوسمش اونجا همه جا تاریک بود منم کلاهشو دراوردم و بوسیدمش .
& یهویی بوسیدم منم از خدا خواسته کلاهشو در اوردم و همرا هیش کر دم وقتی رفتیم بیرون خورشید در اومد بود رفتیم خوابگاه وتختا مونو چسبوندیم بهم و خوابیدیم
دیدگاه ها (۰)

part.15.(من گونا دالم لطفا یک لایک که بکنین)– ام ما ما ..+لا...

part.14.من رفتم دوش بگیرم چون لباس نداشتم باید صبر می کردم ...

part.9.& جی یون رفت یعنی اون حتی در بارهی باباش بهم دروغ گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط