{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part.14.
من رفتم دوش بگیرم چون لباس نداشتم باید صبر می کردم لباسام خشک شه هوله رو دور کمرم مهکم پیچیدم اومدم بیرون جی یون روی زمین خوابش برده بود سرش رو گذاشتم روی سینه ی لختم 😲 پا هاشو با دستم گرفتم ببرمش رو تخت وسط راه بیدار شد+. چرا لختی..
-.. نمیگم ..
+ کجا می بریم ..
-.رو تخت..
+.. خودم پا دارم..
-..نه تو بخواب..
+.. شلوارم نداریی..
-.. نچ ..
+.. چراااااا..
-.. نگران نباش خیسه باید خشک شه .. رسیدیم به تخت گذاشتمش . که پام سرخورد همونجوری افتادم روش صورتم انقدر بهش نزدیک بود که نفساش بهم می خورد .
+.. راستش من پریود نیستنم..
-..لحظه خوبی گفتی پس خودتو اماده کن..
+.. من امادم .
-..مطمعنی پشیمون نمی شی ..
+.. اره..
من شروع کردم
* بی فاصله لباشو گذاشت رو لبامو شروع کرد با عطش به بوسیدن همینجوری ادامه می دادو من همراهیش می کردم بدون هیچ مکثی منم شروع کردم حوله ای که محکم پیچیده بودو باز کنم اما باز نمی شد
-.. تلاش نکن خودم بازش میکنم ..از جاش بلند شد و حوله رو باز کرد و افتاد روم -.. حالا نوبت توعه ..به کل بدنش نگاه می کردم😁😁 -.. چی رو نگاه می کنی ها بدو الان حسم میره🤭.. و................... .................................
صبح که چشا مو باز کردم لخت روی تخت حتی لباس زیرم نداشتم بغل جونگ کوک بودم از بغلش در او مدم و لباسامو پوشیدم سریع از اتاق زدم بیر ون از ذوق تو پوستم نمی گنجیدم رفتم خوابگاه و یهک دوش گرفتم که دخترا محاسرم کردن
& دیشب اون بیهوش شد ولی من کارمو کردم.صبح که پاشدم دیدم بغلم نیست فهمیدم که دوباره در رفته از دست تو دختر کوچولو فکر کنم رفته خوابگاه رفتم حموم بعد لباسامو پوشیدمو رفتم سوار ماشین شدم که برم خوابگاه منم خسته بودم رسیدم رفتم تو جی یون رو تخت تو اتاق تهیونگ بود دخترا هم دورش رفتم ببینم چی شده تهیونگ گفت.. به به جونگ کوک خان هم اومدن تا صبح با جی یون کجا بودین ..
دیدگاه ها (۰)

part.13.-..بزار من حسابشو می رسم مگه بهت نگفتم که دیگه بهم ن...

part.12.*می خواستم با جونگ کوک حرف بزنم به همین خاطر پشت سرش...

part .3.تو سلام کردیم مدیر به جی یون نگاه می کرد گفت.. از کس...

part.11.*من میترسیدم که جونگکوک دوباره شروع کنه ولی چارهای ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط