Part
#Part_۸
تلفن رو قط کردم و رفتم حموم....
چند دقیقه بعد از حموم اومدم بیرون و رفتم موهامو شونه کردم و بالا بستم یکمم ارایش کردم و لباسمو پوشیدم و رفتم پایین
یکم تو گوشیم وول خوردم که صدای زنگ اومد رفتم درو باز کردم که تهیونگ بود
باهم به سمت ماشین رفتیم و داخلش نشستیمو به سمت بازار رفتیم
چنتا بازار گشتیم و چنتا لباس هم خوشم اومد ولی به لطف اقا تهیونگ که همش ایراد میگرفت که کوتاه بازه فلانه بهمانه بسانه که نتونستم بخرم ولی تو یکی از مغازه ها یه لباسیو دیدم که نه زیاد باز بود نه زیاد کوتاه و اگر به اینم گیر بده دیگه مشکل از خودشه
رفتیم داخل و اون لباسو پرو کردم تو اینه اتاق خودم و نگاه کردم جدی لباسه خیلی بهم میومد یه کفش ست باهاشم داشتم
رفتم بیرون که تهیونگ ببینه
+بلاخره یچیز خوب انتخاب کردیییی
-همسون خوب بودن فقط تو سلیقه نداری🙂↔️....همینو میخریم
رفتم داخل و لباسمو عوض کردم و اومدم بیرون و به سمت ماشین رفتیم بعدشم رفتیم خونه
وارد خونه که شدم از شدت گشنگی به تهیومگ گیر دادم که یچیزی درست کنه و تهیونگ بنده خدا هم که چاره ای جز قبول کردن نداره باشه ای گفت و رفت که یچیزی درست کنه
تو این مدت زمان منم رفتم بالا لباسمو عوص کردم و میکاپمو پاک کردم موهامم باز کردم
و رفتم پایین
غذا اسنک بود با خنده بدوبدو رفتم سر میز و نشستم
-بابت غذا ممنونممم
و شروع به خوردن کردم
وای دست پخت تهیونگ خیلی خوبه از این به بعد همش به تهیونگ میگم که برام غذا درست کنه
وقتی خوردنم تموم شد رفتم رو مبل و یه فیلم انتخاب کردم و گذاشتم که تهیونگ هم اومد
+نمیترسی؟
-من؟ههه...این که چیزی نیست من ترسناک تر از اینم دیدم
ویو تهیونگ:
وقتی دیدم فیلم ترسناک گذاشته ازش پرسیدم که نمیترسه و اونم جواب داد
-من؟ههه...این که چیزی نیست من ترسناک تر از اینم دیدم
خنده ای کردم و به تماشای فیلم ادامه دادم
تلفن رو قط کردم و رفتم حموم....
چند دقیقه بعد از حموم اومدم بیرون و رفتم موهامو شونه کردم و بالا بستم یکمم ارایش کردم و لباسمو پوشیدم و رفتم پایین
یکم تو گوشیم وول خوردم که صدای زنگ اومد رفتم درو باز کردم که تهیونگ بود
باهم به سمت ماشین رفتیم و داخلش نشستیمو به سمت بازار رفتیم
چنتا بازار گشتیم و چنتا لباس هم خوشم اومد ولی به لطف اقا تهیونگ که همش ایراد میگرفت که کوتاه بازه فلانه بهمانه بسانه که نتونستم بخرم ولی تو یکی از مغازه ها یه لباسیو دیدم که نه زیاد باز بود نه زیاد کوتاه و اگر به اینم گیر بده دیگه مشکل از خودشه
رفتیم داخل و اون لباسو پرو کردم تو اینه اتاق خودم و نگاه کردم جدی لباسه خیلی بهم میومد یه کفش ست باهاشم داشتم
رفتم بیرون که تهیونگ ببینه
+بلاخره یچیز خوب انتخاب کردیییی
-همسون خوب بودن فقط تو سلیقه نداری🙂↔️....همینو میخریم
رفتم داخل و لباسمو عوض کردم و اومدم بیرون و به سمت ماشین رفتیم بعدشم رفتیم خونه
وارد خونه که شدم از شدت گشنگی به تهیومگ گیر دادم که یچیزی درست کنه و تهیونگ بنده خدا هم که چاره ای جز قبول کردن نداره باشه ای گفت و رفت که یچیزی درست کنه
تو این مدت زمان منم رفتم بالا لباسمو عوص کردم و میکاپمو پاک کردم موهامم باز کردم
و رفتم پایین
غذا اسنک بود با خنده بدوبدو رفتم سر میز و نشستم
-بابت غذا ممنونممم
و شروع به خوردن کردم
وای دست پخت تهیونگ خیلی خوبه از این به بعد همش به تهیونگ میگم که برام غذا درست کنه
وقتی خوردنم تموم شد رفتم رو مبل و یه فیلم انتخاب کردم و گذاشتم که تهیونگ هم اومد
+نمیترسی؟
-من؟ههه...این که چیزی نیست من ترسناک تر از اینم دیدم
ویو تهیونگ:
وقتی دیدم فیلم ترسناک گذاشته ازش پرسیدم که نمیترسه و اونم جواب داد
-من؟ههه...این که چیزی نیست من ترسناک تر از اینم دیدم
خنده ای کردم و به تماشای فیلم ادامه دادم
- ۱۸۴
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط