آتیشی که از بارون شروع شد
آتیشی که از بارون شروع شد
part 37
ویوی ا. ت
ماشین ناگهان وارد یک خیابون باریک شد.
من به اطراف نگاه کردم.
ا. ت: اینجا کجاست؟
جونگکوک: یه راه فرعی.
ا. ت: چرا چراغ نداره؟
جونگکوک: چون راه فرعیه.
ا. ت: چرا همهجا تاریکه؟
جونگکوک: چون شبه.
ا. ت: چرا تو اینقدر جوابهای واضح میدی؟
جونگکوک: چون سؤالهای واضح میپرسی.
ا. ت: من فقط نگرانم.
جونگکوک نگاهی کوتاه بهم انداخت.
جونگکوک: میدونم.
لحنش این بار شوخی نداشت.
آرامتر گفت:
جونگکوک: ولی نترس.
ا. ت: من نمیترسم.
جونگکوک: دستت رو از وقتی سوار شدیم، به دسته در چسبوندی.
به دستم نگاه کردم.
واقعاً محکم دسته در رو گرفته بودم.
ا. ت: داشتم مطمئن میشدم در باز نمیشه.
جونگکوک: در قفله.
ا. ت: خب من فقط احتیاط میکنم.
جونگکوک لبخند کوچیکی زد.
جونگکوک: باشه.
ماشین مشکی ناگهان از پشت سر ناپدید شد.
ا. ت: رفت!
جونگکوک: نه.
ا. ت: چرا نه؟
جونگکوک: چون اونها احمق نیستن.
ا. ت: تو خیلی درباره دشمنهات با احترام حرف میزنی.
جونگکوک: چون دشمنی که احمق باشه، خطرناک نیست.
ا. ت: پس دشمن باهوش خطرناکه؟
جونگکوک: خیلی.
ا. ت: عالی.
جونگکوک: چی عالیه؟
ا. ت: من همیشه دوست داشتم با آدمهای باهوش مشکل داشته باشم.
جونگکوک: واقعاً نمیدونم با تو باید بخندم یا گریه کنم.
ا. ت: بخند.
جونگکوک: چرا؟
ا. ت: چون گریه کردن قیافت رو خراب میکنه.
جونگکوک: تو واقعاً غیرقابل تحملی.
ا. ت: ولی هنوز منو با خودت میبری.
جونگکوک ساکت شد.
ا. ت: دیدی؟ جواب نداری.
جونگکوک: چون دارم رانندگی میکنم.
ا. ت: بهانه.
ویوی جونگکوک
به یک پارکینگ زیرزمینی رسیدیم.
ماشین رو داخل بردم.
ا. ت: اینجا کجاست؟
جونگکوک: جای امن.
ا. ت: تو چند تا جای امن داری؟
جونگکوک: چندتا.
ا. ت: چرا؟
جونگکوک: چون لازم میشه.
ا. ت: این جملهات اصلاً آرامشبخش نیست.
ماشین رو خاموش کردم.
جونگکوک: فعلاً باید اینجا بمونیم.
ا. ت: فعلاً یعنی چقدر؟
جونگکوک: نمیدونم.
ا. ت: دوباره گفتی نمیدونم.
جونگکوک: چون واقعاً نمیدونم.
ا. ت: من به یک جواب دقیق نیاز دارم.
جونگکوک: چند ساعت.
ا. ت: چند ساعت یعنی؟
جونگکوک: مثلاً...
به ساعت نگاه کردم.
جونگکوک: تا صبح.
ا. ت: یعنی من باید شب رو توی یه پارکینگ زیرزمینی بگذرونم؟
جونگکوک: بله.
ا. ت: با تو؟
جونگکوک: بله.
ا. ت: بدون تخت؟
جونگکوک: بله.
ا. ت: بدون غذا؟
جونگکوک: احتمالاً...
ا. ت: جونگکوک!
جونگکوک خندهاش گرفت.
ادامه
part 37
ویوی ا. ت
ماشین ناگهان وارد یک خیابون باریک شد.
من به اطراف نگاه کردم.
ا. ت: اینجا کجاست؟
جونگکوک: یه راه فرعی.
ا. ت: چرا چراغ نداره؟
جونگکوک: چون راه فرعیه.
ا. ت: چرا همهجا تاریکه؟
جونگکوک: چون شبه.
ا. ت: چرا تو اینقدر جوابهای واضح میدی؟
جونگکوک: چون سؤالهای واضح میپرسی.
ا. ت: من فقط نگرانم.
جونگکوک نگاهی کوتاه بهم انداخت.
جونگکوک: میدونم.
لحنش این بار شوخی نداشت.
آرامتر گفت:
جونگکوک: ولی نترس.
ا. ت: من نمیترسم.
جونگکوک: دستت رو از وقتی سوار شدیم، به دسته در چسبوندی.
به دستم نگاه کردم.
واقعاً محکم دسته در رو گرفته بودم.
ا. ت: داشتم مطمئن میشدم در باز نمیشه.
جونگکوک: در قفله.
ا. ت: خب من فقط احتیاط میکنم.
جونگکوک لبخند کوچیکی زد.
جونگکوک: باشه.
ماشین مشکی ناگهان از پشت سر ناپدید شد.
ا. ت: رفت!
جونگکوک: نه.
ا. ت: چرا نه؟
جونگکوک: چون اونها احمق نیستن.
ا. ت: تو خیلی درباره دشمنهات با احترام حرف میزنی.
جونگکوک: چون دشمنی که احمق باشه، خطرناک نیست.
ا. ت: پس دشمن باهوش خطرناکه؟
جونگکوک: خیلی.
ا. ت: عالی.
جونگکوک: چی عالیه؟
ا. ت: من همیشه دوست داشتم با آدمهای باهوش مشکل داشته باشم.
جونگکوک: واقعاً نمیدونم با تو باید بخندم یا گریه کنم.
ا. ت: بخند.
جونگکوک: چرا؟
ا. ت: چون گریه کردن قیافت رو خراب میکنه.
جونگکوک: تو واقعاً غیرقابل تحملی.
ا. ت: ولی هنوز منو با خودت میبری.
جونگکوک ساکت شد.
ا. ت: دیدی؟ جواب نداری.
جونگکوک: چون دارم رانندگی میکنم.
ا. ت: بهانه.
ویوی جونگکوک
به یک پارکینگ زیرزمینی رسیدیم.
ماشین رو داخل بردم.
ا. ت: اینجا کجاست؟
جونگکوک: جای امن.
ا. ت: تو چند تا جای امن داری؟
جونگکوک: چندتا.
ا. ت: چرا؟
جونگکوک: چون لازم میشه.
ا. ت: این جملهات اصلاً آرامشبخش نیست.
ماشین رو خاموش کردم.
جونگکوک: فعلاً باید اینجا بمونیم.
ا. ت: فعلاً یعنی چقدر؟
جونگکوک: نمیدونم.
ا. ت: دوباره گفتی نمیدونم.
جونگکوک: چون واقعاً نمیدونم.
ا. ت: من به یک جواب دقیق نیاز دارم.
جونگکوک: چند ساعت.
ا. ت: چند ساعت یعنی؟
جونگکوک: مثلاً...
به ساعت نگاه کردم.
جونگکوک: تا صبح.
ا. ت: یعنی من باید شب رو توی یه پارکینگ زیرزمینی بگذرونم؟
جونگکوک: بله.
ا. ت: با تو؟
جونگکوک: بله.
ا. ت: بدون تخت؟
جونگکوک: بله.
ا. ت: بدون غذا؟
جونگکوک: احتمالاً...
ا. ت: جونگکوک!
جونگکوک خندهاش گرفت.
ادامه
- ۱۱۴
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط