{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد آن روزی که ما هم آب،بابا داشتیم

یاد آن روزی که ما هم آب،بابا داشتیم
دفتر خط خورده ی مشق الفبا داشتیم
سفره ای هرچند ساده، دلخوشیها داشتیم
زندگی یک ده ریالی بود در دست پدر
پول توجیبی که نه، انگار دنیا داشتیم





.
دیدگاه ها (۱)

باغ بی برگیخنده‌اش خونیست اشک آمیزجاودان بر اسب یال افشان زر...

لاک پشت ها ...به خاطر سبک زندگی خاصی که دارندنزدیک به ۱۵۰ سا...

هیچوقت پدرومادرتان رابخاطرچیزی کهنتوانستند به شما بدهندسرزنش...

🔻پاسخ احساسی سردار سید مجید موسوی به هدیه ‌کودک خرم‌آبادی 🔹پ...

حتماً زهرایت خیلی بابایی بود.💔🥀..کم‌کم داشت زبان باز می‌کرد ...

دلم تابستان می‌خواهدتابستان واقعی، بدون درد، بدون این همه دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط