{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد آن روزی که ما هم آب،بابا داشتیم

یاد آن روزی که ما هم آب،بابا داشتیم
دفتر خط خورده ی مشق الفبا داشتیم
سفره ای هرچند ساده، دلخوشیها داشتیم
زندگی یک ده ریالی بود در دست پدر
پول توجیبی که نه، انگار دنیا داشتیم





.
دیدگاه ها (۱)

باغ بی برگیخنده‌اش خونیست اشک آمیزجاودان بر اسب یال افشان زر...

لاک پشت ها ...به خاطر سبک زندگی خاصی که دارندنزدیک به ۱۵۰ سا...

هیچوقت پدرومادرتان رابخاطرچیزی کهنتوانستند به شما بدهندسرزنش...

تو دنیایی که ارزو ها ثروت و عشقه و حتی برای به دست اوردن پول...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆الیس اروم از دست اون مرد فرار کرد داخل یه مغازه ی اکس...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط