azimi123
۸۲
پسند
یاد آن روزی که ما هم آب،بابا داشتیم
یاد آن روزی که ما هم آب،بابا داشتیم
دفتر خط خورده ی مشق الفبا داشتیم
سفره ای هرچند ساده، دلخوشیها داشتیم
زندگی یک ده ریالی بود در دست پدر
پول توجیبی که نه، انگار دنیا داشتیم
.
دانلود
۸۳۲
۱۲ مهر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (
۱
)
عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم
«ما مدتهاست یادمون رفته بارون تماشاییه.»⛈شاید زیباترین حرفِ...
خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خطخوانیهای آبی ...
پشت نقاب عشق 💗پارت دوم از هفت پارتاو نمیدانست همین رفتن ساد...
محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...
آدمها فکر میکنند رفتن، نقطهی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...
مادری روی زمین نشسته تا همقد دستهای پسرش شود.آب را که روی ...
(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...
پدرم نیست ...
این حقیقتِ تلخ، مثل یک لایهیِ پنهان زیرِ تمامِ این درگیریه...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین