{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز تو مهمونی بچه داییم تبلتشو داد به مامانش گفت : این

دیروز تو مهمونی بچه داییم تبلتشو داد به مامانش گفت : این بازی دیگه اکسپایر شده برو یه کرک نشده اش رو برام بریز!
حالا زمان ما:
من بابام شماره شناسنامه اش 215 بود. تا پنجم دبستان همش فکر میکردم بابام 215 اُمین آدم روی زمینه. پدربزرگمو که نگو شماره اش 1 بود فکر میکردم حضرت آدمه !
اینم بچه اس ماهم بچه بودیم :|
دیدگاه ها (۲۶)

مورد داشتیم دختره اینقدر چاق بوده ک وقتی پالتو زرد میپوشیده ...

خیلی قشنگه حتما بخونید... نقل میکرد: این قدر وضع مالیم به هم...

ایا میدانستید پی ام همان پیام است که با ساطور نصفش کردن نه م...

بابام تا یه جایی بیشتر ساعتو بلد نیست، وقتی میرم بیرون از یه...

P66تا به خودم بیام رفته بود و هیون هم داشت گریه میکرد انگار ...

رمان راز ناشناخته part:۱۷ویو یوجینیوجین:(چی داری میگی بابا)*...

#مرد_دیوونه_منPart ۲۶تهیونگ یکمی نزدیک میشه با عصبانیت نگاهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط