{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سه ره پیداست.

سه ره پیداست.
نوشته بر سر هریک به سنگ اندر،
حدیثی که‌ش نمی‌خوانی بر آن دیگر.
نخستین: راه نوش و راحت و شادی.
به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی.
دو دیگر: راهِ نیمش ننگ، نیمش نام،
اگر سر بر کنی غوغا، وگر دم درکشی آرام.
سه دیگر: راه بی‌برگشت، بی‌فرجام.

من اینجا بس دلم تنگ است.
و هر سازی که می‌بینم بدآهنگ است.
بیا ره توشه برداریم،
قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم؛
ببینیم آسمانِ «هر کجا» آیا همین رنگ است؟
دیدگاه ها (۱)

وقتی سکوت خدا را در برابر راز و نیاز دیدینگو خدا با من قهر ا...

. گفتم ای دل، نروی؟خار شوی، زار شویبر سرِ آن دار شویبی بَر و...

سه ره پیداست.نوشته بر سر هریک به سنگ اندر،حدیثی که‌ش نمی‌خوا...

به‌سان رهنوردانی که در افسانه‌ها گویند،گرفته کولبارِ زادِ ره...

سلام وصد سلام به دوستان عزیز چه اونایی که به یادم بودن و با ...

من اینجا بس دلم تنگ استو هر سازی که می‌بینم بدآهنگ استبیا ره...

من اینجا بس دلم تنگ استو هر سازی که می‌بینم بدآهنگ استبیا ره...

من امشب بس دلم تنگ استو هر سازی که می بینم بدآهنگ استبیا ره ...

من اینجا بس دلم تنگ استو هر سازی که می‌بینمبدآهنگ استبیا ره‌...

اونجا که اخوان ثالث میگه:من اینجا بس دلم تنگ است،و هر سازی ک...

بسان رهنوردانی که در افسانه‌ها گویند،گرفته کولبار زادِ ره بر...

من اینجا بس دلم تنگ است و هرسازی که می‌بینم بد آهنگ است!بیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط