{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق رمانتیک من

عشق رمانتیک من
❤😎پارت ۶۵

هانیل: گمشو

جونگ هی: اون..اون نگاه چیه که بعد ۳ سال حتی نمیخوای راجبش حرف بزنی حداقل دلیلش؟

هانیل: اگه نمیری پس من میرم (داد+جیغ)

هانیل رفت و در و محکم به هم زد و به سمت اتاق مهمون رفت

من..من از نبودن کسی ناراحت نمیشم،فقط بابت اعتمادی که از بین رفت و احساسی که حیف شد غمگین میشم تنها چیزی که از اون رابطه یاد گرفتم این بود چقدر باید دقت کنم که دیگه گول نخورم قانون شماره یک: هرگز شماره ۲ نباش

ویو هینا

لارا داشت با جک حرف می‌زد منم تو اتاق رو تخت با پاهایی جمع شده تو دلم نشسته بودم و تو افکارم غرق بودم یه حسی داشتم یه غمی که نمیدونستم منشأش از کجاست وایییی دارم دیوونه میشم شایدم شدم خبر ندارم که لارا اومد تو اتاق

لارا: (پوکر فیس)

هینا: چیشد؟

لارا: گفت نمی‌تونید کاری کنید اگه هانیل راضی باشه حق دخالت ندارید اول آخرش هم میدونستم اتفاق میوفته ولی خب بلند شدم و روبه لارا گفتن یه راهی هست

لارا: چییی (ذوق)

هینا: از جونگ هون کمک بخوایم

لارا: شوخیت گرفته؟ بعد میدونی در ازاش ازت چی میخواد بعد وقتی انجام دادی یهو کم کم نزدیکت بشه و ..

هینا: عه عه کوفت

لارا: نمیزارم بری ک

هینا: بیلاخ دیدی؟

لارا: آره تو دیدی؟

هینا: نه

لارا: بیا تا شیافش کنم بهتر ببینی

هینا: نهههه غلط کردم

(۳ ساعت بعد)

(جیمین: ارباب تا کی کاری انجام ندیم؟

جونکوک: فعلا بزار زمانش برسه

جیمین: ولی هینا..

جونکوک: میدونم ولی باید تحمل کنیم تا وقتش

جیمین: باشه)

لارا: خب زنگ بزن من حواسم هست ولی قول دادیا

هینا: (خنده) باشه باشه

،شروع تماس)

جونگ هون: الو؟

هینا؛ سلام منم راستش به کمکت احتیاج دارم

جونگ هون: کجایی؟

هینا: هتل

جونگ هون: ۱۰ دقیقه دیگه اونجام

هینا: باشه

(پایان تماس)

هینا: لاراااااااا داره میادددد

لارا: آرامشش نفس عمیق دم باز دم سعی کن زور بزنیی

هینا: برای چی؟

لارا: برا بچت دیگه

هینا: برو گمشو نکبت

لارا: 😂 باشه حالا پاشو برو لباساتو عوض کن

هینا: چرا؟

لارا: میخوای با لباس خواب بیای جلوش؟

هینا: اهااا نه میرم عوض میکنم

لارا: بدووو

رفتم داخل و یه لباس خوشگل تو دل برو انتخاب کردم که راحت تر جواب مثبت بده بهم وای ولی نمیدونم چرا قلبم تند تند میزنه واییی استرس گرفتم سریع موهامو دادم و یا تینت و ریمل زدم و رفتم پایین..
دیدگاه ها (۲)

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۶۶رفتم پایین که دیدم لارا داره در و بر...

#foodasmr

#اسمرلب🍓🥂

#اسمر🍧🍣

عشق رمانتیک من❤️😎پارت ۶۱(برگشت به توی بار)هانیل: لارا هینا ر...

عشق رمانتیک من❤️😎پارت ۵۸رفتیم تو که بلافاصله لارا در و بست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط