هر تپش در سینهام اندوه پر تکرار داشت
هر تپش در سینهام اندوه پر تکرار داشت
چشمهای عاشق من سرگذشتی زار داشت
ابروانش چون کمان و من شدم تسلیم او
سر به پای او نهادن لذتی بسیار داشت
روزگارِ ناجوانمردِ پر از زخم و هجوم
چون پلنگ عاشقی بر کُشتنم اصرار داشت
التماسم چارهای بر رفتن از شهرم نبود
پای اصرارم مگر کاری به جز انکار داشت
دربهدر بودم میان قصههای ناتمام
قهرمان داستانم گرمیِ بازار داشت
چشمهای عاشق من سرگذشتی زار داشت
ابروانش چون کمان و من شدم تسلیم او
سر به پای او نهادن لذتی بسیار داشت
روزگارِ ناجوانمردِ پر از زخم و هجوم
چون پلنگ عاشقی بر کُشتنم اصرار داشت
التماسم چارهای بر رفتن از شهرم نبود
پای اصرارم مگر کاری به جز انکار داشت
دربهدر بودم میان قصههای ناتمام
قهرمان داستانم گرمیِ بازار داشت
- ۱۲.۶k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط