{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام از زندگی اما جوانی میکنم

خسته ام از زندگی اما جوانی میکنم
دفترم را میگشایم شعر خوانی میکنم

دفتر شعرم سفید است و میان برگها
من هنوزم نام او را گل فشانی میکنم

عشق خود با او روایت کرده ام اما دگر
دفترم را کنج گنجه بایگانی میکنم

من برای درد و رنج وغصه های عاشقی
اشکها می ریزم و با غم تبانی میکنم

رفته عمری و هنوزم من برای وصل او
رو به درگاه و دعای آسمانی میکنم

دفترم را میبرم باخود از این دنیا ولی
قصه این عاشقی را جاودان می کنم
دیدگاه ها (۵)

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

قدم آهسته بگذارید,دلی در خاک پنهان استدلی پردرد و پر حسرت,که...

دوست دارم دستم را بگیری و زیرگوشم زمزمه کنیکه پشت خوابهای نا...

دیوانه شدم در طلبت بس که به دیوان،هی فال زدم، فال زدم، تا تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط