به نام خدا
قسمت دوم
___________
پدر من از همان کودکی با سختی های زیادی رو به رو بود.
وقتی خیلی کودک بود پدرش مرد و یتیم بزرگ شد و مادرش رو هم در نوجوانی از دست داد.
پدرم وقتی کودک بود یه دوستی داشت که خانواده ثروت مندی بودند اسم دوستش کریس تاکر بود که در ادامه بیشتر ازش می شنوید، پدر من و کریس از کودکی باهم دوستان صمیمی بودند.
وقتی مادر بزرگ ام یعنی کاترین جکسون به سره کار میرفت پدرم به خونه کریس میرفت و اونجا باهم بازی میکردند و تلویزیون می دیدند ولی مادر کریس خیلی از این موضوع راضی نبود چون میگفت که اونا خانواده فقیرند و باعث آبروریزی ما می شوند ولی پدر کریس مخالف حرف های همسرش بود و همیشه به پدرم میگفت که حرف های همسرم رو به دل نگیر و بازم بیا پیشمون،کریس تنهاعه و هیچ خواهر و برادری نداره تو مثل برادرش باش ولی مادر کریس همچنان اعصبانی بود.
پدرم از همان دوران کودکی عاشق تلویزیون و سینما بود.
پدرم چون خیلی فقیر بودند تلویزیون نداشتند برای همین هرموقع که خونه کریس میرفت با ذوق زیر تلویزیون مینشست و او از کودکی هنرپیشه گانی چون الویس پریسلی و الیزابت تیلور و مارلون براندو مورد علاقه اش بودند.
و همیشه آرزو داشت تا مثل انها باشد.
وقتی پدرم 5 سالش بود برادرش یعنی جرمین به دنیا اومد،و وضعیت اقتصادشون بدتر شد.
پس کاترین مجبور شد تا سخت تر کار کنه با اینکه مريض بود و پدرم هم وقتی اوضاع مادرش رو میدید ناراحت بود و اونم مخفیانه کار میکرد چون کاترین اصلا دلش نمیخواست تا پدرم هم در کودکی زیر بار حرف زور ثروتمندان برود و برای یک
مقدار پول ناچیز مورد تحقیر و آزار قرار بگیرد.
________
ادامه...
[برای ادامه لایک و کامنت فراموش نشه.]
___________
پدر من از همان کودکی با سختی های زیادی رو به رو بود.
وقتی خیلی کودک بود پدرش مرد و یتیم بزرگ شد و مادرش رو هم در نوجوانی از دست داد.
پدرم وقتی کودک بود یه دوستی داشت که خانواده ثروت مندی بودند اسم دوستش کریس تاکر بود که در ادامه بیشتر ازش می شنوید، پدر من و کریس از کودکی باهم دوستان صمیمی بودند.
وقتی مادر بزرگ ام یعنی کاترین جکسون به سره کار میرفت پدرم به خونه کریس میرفت و اونجا باهم بازی میکردند و تلویزیون می دیدند ولی مادر کریس خیلی از این موضوع راضی نبود چون میگفت که اونا خانواده فقیرند و باعث آبروریزی ما می شوند ولی پدر کریس مخالف حرف های همسرش بود و همیشه به پدرم میگفت که حرف های همسرم رو به دل نگیر و بازم بیا پیشمون،کریس تنهاعه و هیچ خواهر و برادری نداره تو مثل برادرش باش ولی مادر کریس همچنان اعصبانی بود.
پدرم از همان دوران کودکی عاشق تلویزیون و سینما بود.
پدرم چون خیلی فقیر بودند تلویزیون نداشتند برای همین هرموقع که خونه کریس میرفت با ذوق زیر تلویزیون مینشست و او از کودکی هنرپیشه گانی چون الویس پریسلی و الیزابت تیلور و مارلون براندو مورد علاقه اش بودند.
و همیشه آرزو داشت تا مثل انها باشد.
وقتی پدرم 5 سالش بود برادرش یعنی جرمین به دنیا اومد،و وضعیت اقتصادشون بدتر شد.
پس کاترین مجبور شد تا سخت تر کار کنه با اینکه مريض بود و پدرم هم وقتی اوضاع مادرش رو میدید ناراحت بود و اونم مخفیانه کار میکرد چون کاترین اصلا دلش نمیخواست تا پدرم هم در کودکی زیر بار حرف زور ثروتمندان برود و برای یک
مقدار پول ناچیز مورد تحقیر و آزار قرار بگیرد.
________
ادامه...
[برای ادامه لایک و کامنت فراموش نشه.]
- ۱.۸k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط