دیداردوباره

#دیدار_دوباره

#پارت_52

ویو ا/ت

+بعد از اینکه اومدم بیرون روی تاب پشت عمارت نشستم و تاب خوردم.


...
ــ ا/ت

ــ ا/ت ا/ت
ا/تتتتتت

+چته چیشده؟

ــ حواست کجاست ؟
(کنار ا/ت نشست)

+داشتم به یچیزی فکر میکردم. اصن حواسم نبود.

ــ آها

+جونگ کوک.

ــ جونم

+(دستشو دور بازوی جونگ کوک حلقه می‌کنه)
+دوستت دارم.

ــ (موهای ا/تو بوس می‌کنه و میگه)

ــ من بیشتر خانوم کوچولوم.

+میشه همینجوری بمونی.

ــ باشه همینجوری میمونم.

.....۴۰مین بعد
(دوتاشون رو تاب خواب رفته بودن)

م کوک: ا/ت جونگ کوک
جونگ کوک

ــ بله چی شده؟

م کوک: چرا اینجا خوابیدین هوا سرده.

م کوک: ا/ت بیدار کن اگه خوابتون میاد برین تو اتاقتون.

ــ ا/تو بیدار نمیکنم
همینجوری میبرمش.

م کوک: هرجور خودت راحتی پسرم

ــ ا/تو بغل کرد وبرد گذاشت روی تخت تا بخوابه.

ادامه دارد..................
دیدگاه ها (۰)

#دیدار_دوباره #پارت_53ویو ا/ت+صبح با برخورد نور آفتاب بیدار ...

#دیدار_دوباره #پارت_54ــ ولی من دلم نمی‌خواد بخوابم.+خودشو ز...

#دیدار_دوباره #پارت_51+از چه لحاظ ؟زنعموی کوک: قبلا خیلی مهر...

#دیدار_دوباره #پارت_50خدمتکار: خانم خانم+بله چیشده؟ا/ت خواب ...

WISH MEET YOUPART 16ویو روز بعدادمین. ا/ت صبح زود بیدار شد و...

قلب یخیپارت ۱۰از زبان ا/ت:غذامون تموم شد منم میخواستم برم دس...

قلب یخیپارت ۱۲از زبان ا/ت:هم کنجکاو شده بودم هم ناراحت، نمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط