دیداردوباره
#دیدار_دوباره
#پارت_50
خدمتکار: خانم خانم
+بله چیشده؟
ا/ت خواب بوده
خدمتکار: شام حاظره ارباب گفتن بیاین شام بخورین
+ارباب؟
خدمتکار:آقای جئون منظومه
+آها
راستی جو وون کجاست؟
خدمتکار: روی میز شامه همه منتظر شما هستن تا بیاین.
+آها باشه الان میام
....۵مین بعد
م ا/ت: بلاخره بیدار شدی
+خیلی خستم بود
&مامانی بیا اینجا بشین
+باشه الان میام
ویو بعد از شام
زینگ زینگ
+کسی قرار بود بیاد؟
م کوک: آره عموی کوک و خوانوادش
+آها
ــ ا/ت
+بله
ــ بیا اینجا
+چیزی شده؟
ــ زیاد نزدیک عموم اینا نشو راجب اینکه چطور برگشتیم پیش هم رو اصن نگو
+باشه میدونم
ــ بیا بریم جلوی در
+باشه
ویو بعد از اومدن مهمونا
زنعموی کوک: ا/ت تو خیلی عوض شدی.
ادامه دارد..................
#پارت_50
خدمتکار: خانم خانم
+بله چیشده؟
ا/ت خواب بوده
خدمتکار: شام حاظره ارباب گفتن بیاین شام بخورین
+ارباب؟
خدمتکار:آقای جئون منظومه
+آها
راستی جو وون کجاست؟
خدمتکار: روی میز شامه همه منتظر شما هستن تا بیاین.
+آها باشه الان میام
....۵مین بعد
م ا/ت: بلاخره بیدار شدی
+خیلی خستم بود
&مامانی بیا اینجا بشین
+باشه الان میام
ویو بعد از شام
زینگ زینگ
+کسی قرار بود بیاد؟
م کوک: آره عموی کوک و خوانوادش
+آها
ــ ا/ت
+بله
ــ بیا اینجا
+چیزی شده؟
ــ زیاد نزدیک عموم اینا نشو راجب اینکه چطور برگشتیم پیش هم رو اصن نگو
+باشه میدونم
ــ بیا بریم جلوی در
+باشه
ویو بعد از اومدن مهمونا
زنعموی کوک: ا/ت تو خیلی عوض شدی.
ادامه دارد..................
- ۵.۸k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط