{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر نيستم ...

شاعر نيستم ...
اما به اسمت که ميرسم ....
واژه ها ناخودآگاه شعر ميشوند ....
و پايکوپي ميکنند ....
در ميان اين صفحه سفيد ....
بهترينم ....
از تو گفتن مدتي است ....
مرا شاعر کرده است ....
دیدگاه ها (۶)

به تو که ميرسم ، مکث ميکنم ....انگار درزيبايي بودنت چيزي را ...

وقتي براي از تو گفتن واژه ها ، کم ميايند ....وقتي ديگر کنگ و...

عاشق نشدی زاهدديوانه چه ميداني؟در شعله نرقصيدي، پروانه چه مي...

وقتی وارد روزهای سخت زندگیتان می شویدو پس از مدتی از آن رهای...

زخم فراموشی

مژگان عباسلو؛ شاعرِ پزشکمژگان عباسلو شاعر، نویسنده و پزشک ای...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

فراتر از خویش

حالی به باغ نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط