{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من با تو قدیمی ترین می شوم

من با تو قدیمی ترین می شوم
رفاقت مان شأن رفیق می گیرد
کوچه ها کاه گلی می شوند
پرچین دارِ انارهای ِ ترک خورده

من با تو حافظِ شیراز می شوم
ناب می شوم
بیست وُ چند سالی دلشوره می شوم
مثل آن موقع ها که معالی آباد هنوز آباد نبود
چشم هات را که به خنده وا می دارم
فاتح ترین جنگجوی تاریخ می شوم

با تو که حرف می زنم
هر لحظه منتظرم ساعدی در کافه را باز کند
و کافه چی صدایم کند تلفن دارید آقا
با چشم هام بپرسم و آهسته جواب دهد
خانوم فرخ‌زاد ..
من با تو غریقِ نجات ِ خاطراتی می شوم
که بی تو لحظه ای امان ام نمی دهند..

سجاد_افشاریان
از کتاب: اسکارلت دهه شصت
دیدگاه ها (۸)

ز غوغای جهان فارغ...اینم آرزوست.....😍 😍

ولنتاین امسال جای کادوهای متفاوت، برگردین!خیلی ها هنوز منتظر...

برای کشتن یک زن، نیاز نیست که فریادبزنی، یا ترکش کنی یا... ب...

موضوع لباس نیست...!طرز فکره..

💙⛅️🖌من با تو قدیمی‌ترین می‌شومرفاقت‌مان شأنِ رفیق می‌گیردکوچ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط